استخدام سازمان امور مالیاتی (مشورتی)

دانلود نمونه سوالات استخدامی

اطلاعات بیشتر

اخبار آزمون استخدامی سازمان امور مالیاتی

ایران استخدام گام به گام تا زمان شروع به کارتان در کنار شما 

مطالب مرتبط:

آرشیو تجربیات کارجویان از گزینش و مصاحبه آزمون های استخدام
> لیست رویداد های مهم شمسی و قمری ویژه مصاحبه استخدام
> سوالات مصاحبه روانشناسی آزمون های استخدامی
> تاثیر مهارت‌های فردی در مصاحبه شغلی
> جزوه آموزشی چگونه استخدام شویم؟
> در مصاحبه های استخدامی چه لباسی مناسب تر است؟
> تکنیک های مصاحبه استخدامی از زبان محمدرضا شعبانعلی


خبر ۲۴ اسفند ۹۵: زمان و مکان مصاحبه تخصصی در نیمه دوم فروردین ماه سال ۱۳۹۶ اعلام خواهد شد.

بدینوسیله به اطلاع کلیه پذیرفته شدگان مرحله اول آزمون استخدامی مورخ ۱۳۹۵/۸/۲۱ سازمان امور مالیاتی کشور می رساند:

بررسی مدارک پذیرفته شدگان مرحله اول آزمون و انطباق آن با شرایط آگهی استخدامی سازمان امور مالیاتی کشور به اتمام رسیده و اطلاعات بررسی شده در پورتال آزمون های استخدامی مشترک فراگیر دستگاه های اجرایی کشور (سازمان سنجش آموزش کشور) ثبت گردیده است، بدیهی است پس از دریافت لیست نتایج پس از انطباق مدارک از سازمان سنجش آموزش کشور، زمان و مکان مصاحبه تخصصی متعاقبا در نیمه دوم فروردین ماه سال ۱۳۹۶ اعلام خواهد شد.

اداره کل منابع انسانی و رفاه

سازمان امور مالیاتی کشور


تجربیات مصاحبه آزمون استخدامی سازمان امور مالیاتی (سالهای گذشته)

aamirr میگوید: 
من رفتم مصاحبه تخصصی سخت افزار اول گفتن خودتو معرفی کن بعد تجربه کاری مرتبط بعد چند سطر متن انگلیسی دادن ترجمه کنم از پایان نامه دوره کارشناسی + چند سوال از سخت افزار مخصوصا در مورد امنیت شبکه های کامپیوتری پرسیدن. اگه سوال خاصی داشتین به آدرس ایمیل من مراجعه کنید.
——
> فاطمه میگوید:
غزل جان ناراحت نباش عزیزم. من دیروز مصاحبه شدم نرم افزار بودم حتی ازم نپرسید از کدوم موضوع بپرسم
هرچی سوال بانک که فکرشو بکنی ازم پرسید پشت سر هم به نرمالسازی که رسید گفتم این مبحث و آشنا نیستم
۹۰ درصد سوالاتو درست جواب دادم بعدش الکی گیر دادن به چیزای دیگه. حالا فقط باید توکل کنیم به خدا. . راستی سوال انگلیسیم ازم تخصصی پرسیدند در حالی که نفرات قبلی که رفته بودن گفتن ۲ سوال بیشتر نپرسیدن از من ۴۴ تا سوال تعریف بانک رابطه ای و یه سوال که حتی معنیشو نفهمیدم و تفاوت محیط کار فعلی با کار در امور مالیاتی را شرح دهید. همتون فقط به خدا توکل کنید چون نمیشه پیش بینی کرد از چه موضوعی می پرسن. من ۳ تا کتاب شبکه خونده بودم دریغ از یک سوال..
——
> امیدوار به خدا میگوید:
بچه ها سلام من امروز واقعا خوشحالم دیروز مصاحبه داشتم رشته ام الکترونیکه واسه سخت افزار قبول شدم.میخوام کامل بنویسم بدونید ترس نداره استرس هم بریزید بیرون چون خودم تا قبل از مصاحبه داشتم از شدت استرس قبض روح میشدم.توی اتاقی که رفتم ۵ نفر بودند نفر ۵ رو اصلا ندیدم (از ترس)فقط کتش سرمه ای بود.نفر سوم شروع کرد به پرسیدن که چرا اینجا رو انتخاب کردی؟اگه مدیرت ۲۶ سالش باشه چپار میکنی؟نظرت در مورد کار گروهی چیه؟اگه مافوق جوانتر از تو معلوماتی نداشته باشی و با پارتی اومده باشه چکار میکنی؟چه جور محیط کاری میخولی؟یه دسکتاپ رو چه جوری از راه دور کنترل میکنی؟نفر دوم پرسید:اگه چیه؟قطعات داخل کیس رو بگو؟چند تا ups؟ ارتباط دو شبکه قطع شده باشه چطوری میفمی مشکل از کجاست خوب جواب دادم حتی نکات ریزش رو هم گفتم اینو گفت)؟فایروال رو ups چون در مورد )ups مارک میشناسی؟چیه؟لیسانس آنتی ویروس چیه؟تا حالا پرچ کردی کابل شبکه رو؟ارت چیه؟کامل بگو.چاه ارت چیه؟چه جوری از چاه ارت استفاده میکنند؟چرا روی کارت گرافیک فن و هت سینک میذارن؟کلید مینیاتوری چیه(فقط همین سوال رو جواب ندادم)؟نفر اول زبان ازم پرسید گفت زبانت چطوره گفتم شما بپرسید در سطح دانشگاه یه کم بلدم talk about you,yourself? whera are u from? چون من ۷سال پیش درسم تموم شده زبان به کل از یاد پریده پرسید و اینکه کدوم دانشگاه درس خوندی؟به همین سادگی؟نفر دوم هم پرسید اختراعی اکتشافی چیزی داری؟بعد هم گفتن بفرمائید برید .نفر دوم هم به اولی نگاه کرد و گفت خوب بود(اینو یواشکی فهمیدم)بچه ها اصلا هول نشید امیدوارم همه موفق بشوید
——
> niloo میگوید: 
سلام من کارمند سازمان امور مالیاتی هستم، من در ازمون استخدامی حدود ۴ سال گذشته استخدام شدم. در دوره ما مصاحبه تخصصی برگزار نشد. پس از اعلام نتایج و تکمیل فرمها و مدارک در تاریخهای اعلامی، تحقیقات محلی اغاز می شود و پس از بررسی شرایط به مصاحبه عقیدتی دعوت می شوید> مصاحبه عقیدتی در خصوص مسائل دینی و عقیدتی می باشد. مسائل دینی شامل کلیه مسائلی است که در رساله امده است و یک فرد به صورت روزمره با انها روبرو می شود ( برای مثال در خصوص نمازهای یومیه، نمازهای اعیاد، نماز جمعه، روزه، وضو، خمس، زکات) می باشد و قسمتی از مصاحبه در خصوص مسائل سیاسی روز می باشد: از جمله سوال در خصوص
اسامی نمایندگان مجلس شهر محل زندگی، وزرا، قانون اساسی، قانون مدیریت خدمات کشوری، شرکت در انتخابات و … می باشد. در خصوص سوالات تخصصی کارشناس مالیاتی، یک کارشناس مالیاتی علاوه بر اگاهی از دروس تخصصی رشته تحصیلی،بد نیست اطلاعات مختصری از قانون مالیاتها داشته باشد ، مثلا بدانید که در حال حاضر دو قانون مالیات بر ارزش افزوده و قانون مالیاتهای مستقیم در کشور در حال مطالبه می باشد. قانون مالیات بر ارزش افزوده یک نوع مالیات ، (www.vat.ir مالیات بر مصرف است که مصرف کننده نهایی مالیات را پرداخت می کند(مراجعه به سایت مستقیم مالیاتی است که از هر شخصی که درامدی کسب می کند دریافت می شود که شامل مالیات بر ارث، مالیات بر درامد حقوق، مالیات بر درامد اشخاص حقوقی(شرکتها)، مالیات بر درامد اشخاص حقیقی و …

جهت مشاهده ادامه تجربیات اینجا کلیک نمایید

جهت مشاهده تجربیات مصاحبه و گزینش استخدامی سازمان امور مالیاتی کشور در سال ۱۳۹۴ اینجا کلیک نمایید
جهت مشاهده نمونه کارنامه های شرکت کنندگان آزمونهای اول و دوم دستگاه های اجرایی اینجا کلیک نمایید


خبر ۱۴ دی ۹۵: اطلاعیه جدید سازمان امور مالیاتی در خصوص زمان و مکان تحویل مدارک پذیرفته شدگان:

جهت مشاهده اطلاعیه جدید سازمان امورمالیاتی اینجا کلیک نمایید


خبر ۸ دی ۹۵: اطلاعيه پذيرفته شدگان آزمون استخدامي سازمان امور مالياتي کشور 
سازمان امور مالياتي کشور در خصوص پذيرفته شدگان مرحله اول آزمون استخدامي مورخ ۹۵/۸/۲۱ اطلاعيه اي صادر کرد. به گزارش رسانه مالياتي ايران، براساس اطلاعيه اداره کل منابع انساني و رفاه سازمان امور مالياتي کشور، نحوه اخذ مدارک، زمان و مکان مراجعه کليه پذيرفته شدگان مرحله اول آزمون استخدامي سازمان امور مالياتي کشور در تاريخ ۱۳۹۵/۱۰/۱۴ در سايت اين سازمان به نشاني WWW.INTAMEDIA.IR قابل مشاهده خواهد بود.

جهت مشاهده اطلاعیه در سایت سازمان امور مالیاتی اینجا کلیک نمایید


دانلود قسمتی از سوالات سومین آزمون استخدام فراگیر دستگاه های اجرایی سال ۹۵: (ارسال شده توسط کاربران)

ضمن آرزوی موفقیت سایت ایران استخدام برای یکایک شما کارجویان گرامی، جهت دانلود سوالات عمومی و تخصصی سومین آزمون استخدامی فراگیر دستگاه‌های اجرایی در سال ۹۵ ( ارسالی کاربران ) بر روی لینک های زیر کلیک نمایید:

*سوالات تخصصی شامل: کارشناس حقوقی، امور مالیاتی میباشد


جهت دانلود سوالات عمومی و تخصصی آزمون دستگاه های اجرایی سال ۱۳۹۵ اینجا کلیک نمایید
جهت مشاهده پاسخنامه احتمالی آزمون دستگاه های اجرایی سال ۱۳۹۵ اینجا کلیک نمایید


خبر ۱۱ مهر ۹۵: شروع ثبت نام آزمون استخدام سازمان امورمالیاتی کشور + اصلاحات مربوط به آزمون
رشته تحصیلی مهندسی صنایع گرایش مهندسی سیستم و بهره وری با کد ۳۱۲۴۰ و با مقطع تحصیلی فوق لیسانس به کد شرایط احراز ۵۲۸ برای عنوان شغلی «مامور تشخیص مالیات (کارشناس مالیاتی)» در کد شغل محل های ذیل اضافه می‌گردد.

جهت مشاهده اصلاحات آزمون سازمان امور مالیاتی کشور اینجا کلیک نمایید


متن آگهی استخدام:

در راستای تجمیع و بهینهسازی فرآیند استخدام دستگاههای اجرایی کشور، به حول و قوه الهی، آزمون استخدامی مشترک فراگیر دستگاههای اجرایی کشور تحت عنوان آزمون استخدامی شهریور ماه ۱۳۹۵ در تاریخ ۱۹ / ۶ / ۱۳۹۵ برگزار میشود. در ادامه، توضیحات مربوطه در دو بخش ارائه خواهد شد. بخش نخست شامل توضیحات و شرایط عمومی استخدام در دستگاه های اجرایی و بخش دوم نیز شامل شرایط اختصاصی دستگاههای اجرایی بوده و شغل محلهای معرفی شده توسط هر دستگاه آورده شده است.

جهت دانلود نمونه سوالات استخدامی آزمون فراگیر دستگاه های اجرایی اینجا کلیک نمایید

دانلود دفترچه راهنمای آزمون استخدامی دستگاه های اجرایی

_______________

جهت دانلود جدول شماره ۱ -كد و عناوين خوشه هاي شغلي و مواد آزمون اینجا کلیک کنید

جهت دانلود جدول شماره ۲ – كد و ديكد شرايط احراز تحصيلي شغل محلها اینجا کلیک کنید

جهت دانلود جدول شماره ۳ -راهنماي انتخاب شغل محل بر اساس كد شرايط احراز اینجا کلیک کنید

جهت دانلود جدول شماره ۴ -كد و نام استان، نام و كد شهرستان اینجا کلیک کنید

جهت دانلود تقاضانامه ثبت نام سومين آزمون متمركز دستگاههاي اجرايي کلیک کنید

جهت مشاهده فهرست شغل محلهای سازمان امور مالیاتی کشور اینجا کلیک کنید


آگهی استخدام سازمان امور مالیاتی – سال ۹۱

جهت مشاهده آگهی استخدام سازمان امور مالیاتی (سال ۹۱) اینجا کلیک نمایید

Save

Save

Save



اگر دیدگاهی در باره این آگهی دارید میتوانید از طریق فرم زیر دیدگاه خودتون رو در سایت درج کنید.

لطفا کمی صبر کنید...

  • توجه: کاربران گرامی، مشکلات موجود در بخش ارسال دیدگاه ها رفع گردیده است. از صبر و همراهی شما در طی این مدت سپاسگزاریم
  • نویسنده : زهره 🎓

    تاریخ ارسال : امروز

    ساعت ارسال : ۱۷:۰۸

    کد دیدگاه : 1150882

    یه سوال مشورتی…
    بنظرتون من شنبه برم اداره مالیاتی پرس و جو کنم مصاحبه چیا بخونم و ببینم رقیبای من کارمند قراردادی بودن یا که نه؟ (:unknw:)

    پاسخ دهید
  • نویسنده : ϞϟϞϟ

    تاریخ ارسال : امروز

    ساعت ارسال : ۰۰:۵۱

    کد دیدگاه : 1150651

    این متن رو تقدیم می کنم به دو عزیز، سروش و افلاطون: (ان شاالله همه ما عامل به این چیزها باشیم) (:heart:)
    عشق، همیشه صبورانه و لطیف است؛ هیچگاه رشک آمیز نیست؛ عشق هیچگاه با لاف زنی و خودستایی همراه نیست؛ هیچگاه خودپسندانه و بی ادبانه نیست و هیچگاه توهین آمیز و بی میل نیست. عشق، در گناه دیگران خوشحالی نمی یابد تنها با حقیقت شاد میشود؛ همیشه برای بخشش، اعتماد و امید آماده است و برای بردباری، در برابر هر چه که پیش آید.

    پاسخ دهید
    • نویسنده : زهره 🎓

      تاریخ ارسال : امروز

      ساعت ارسال : ۱۱:۱۴

      کد دیدگاه : 1150747

      آقای رعد و برق یه چیزی بگم نه نمیگید؟ (:blush:)

      پاسخ دهید
      • نویسنده : mahrokh

        تاریخ ارسال : امروز

        ساعت ارسال : ۱۱:۳۹

        کد دیدگاه : 1150755

        زهره جون میتونم بپرسم چرابه ایشون میگی رعد و برق؟

        پاسخ دهید
        • نویسنده : زهره 🎓

          تاریخ ارسال : امروز

          ساعت ارسال : ۱۳:۰۹

          کد دیدگاه : 1150795

          یه مورد اینکه مثلا اسم کاربریشون شکل رعد و برق هستش…

          پاسخ دهید
      • نویسنده : ϞϟϞϟ

        تاریخ ارسال : امروز

        ساعت ارسال : ۱۲:۲۰

        کد دیدگاه : 1150772

        بفرمایید.. اول بگین، تا ببینم میشه نه نگفت (:hi:)

        پاسخ دهید
        • نویسنده : زهره 🎓

          تاریخ ارسال : امروز

          ساعت ارسال : ۱۲:۳۳

          کد دیدگاه : 1150778

          امشب شمارش 7 که برای حاجی فیروز عزیزه… فردا شب شمردن عدد 6 رو بدیم به شما قبول میکنید؟ البته!!!
          همراه یه متن زیبا از نوشته های خودتون (:boast:)

          پاسخ دهید
          • نویسنده : ϞϟϞϟ

            تاریخ ارسال : امروز

            ساعت ارسال : ۱۳:۳۲

            کد دیدگاه : 1150804

            میشه من یک رو بگیرم؟ چون یه چند روزی نیستم (:victory:)

            پاسخ دهید
            • نویسنده : زهره 🎓

              تاریخ ارسال : امروز

              ساعت ارسال : ۱۳:۵۲

              کد دیدگاه : 1150807

              یک واسه خودمه… ویژه (:victory:)
              باشه پس خوش بگذره… اگه بودید عددای بعدی ایشالله…

          • نویسنده : ϞϟϞϟ

            تاریخ ارسال : امروز

            ساعت ارسال : ۲۰:۰۹

            کد دیدگاه : 1150938

            خب ان شاالله یه فرصت دیگه بتونم یه متن‌ بدم که دوستان بخونن، شاید خوشتون بیاد.. (:blush:)

            پاسخ دهید
    • نویسنده : سروش

      تاریخ ارسال : امروز

      ساعت ارسال : ۱۶:۲۲

      کد دیدگاه : 1150866

      توصیه جالبی بود میثم جان.
      صبر و لطافت و نداشتن رشک و خودستایی و … در عشق، یه دفعه بوجود نمیاد، آدم تمام طول زندگیشو فرصت داره تا این خاصیت ها رو در خودش و روابطش پرورش بده…
      نمیشه که در روابط عادی یه رفتار داشته باشیم و انتظار داشته باشیم توی عشق یه رفتار استثنایی بروز بدیم، حتی اگر بروز بدیم، زود تموم میشه و عشقمون هم میشه مثل دیگر ارتباطات و رفتارها…

      من عقیده ام اینه که خیلی از این چیزها، بصورت ضریب هستن، احساسات، اعتماد، دوست داشتن، حفاظت و … در عشق نسبت به بقیه روابط چند برابر میشه و اگر شخصی اینا رو در وجودش پرورش نداده باشه؛ هزار ضرب در صفر = صفر… هیچ تفاوتی نداره براش.

      پاسخ دهید
    • نویسنده : افلاطون🎓

      تاریخ ارسال : امروز

      ساعت ارسال : ۱۶:۵۲

      کد دیدگاه : 1150874

      اول ازز همه میثم عزیزم ممنون از تقدیم
      …….
      میدونی چیزی که انسان رو حسود میکنه فقدان چیزی در خود شخص هست که در دیگگران میبینه و بنظرم داروی حسادت ایمان هست
      حسود نبودن وقتی ارزشمنده که این فقدان رو احساس کنی
      و فکر کنم بالاترین درجه از عشق ایمان به خداست
      مرسی

      پاسخ دهید
      • نویسنده : زهره 🎓

        تاریخ ارسال : امروز

        ساعت ارسال : ۱۸:۱۱

        کد دیدگاه : 1150896

        یه چیزی بگم؟ (:sorry:)

        پاسخ دهید
      • نویسنده : زهره 🎓

        تاریخ ارسال : امروز

        ساعت ارسال : ۱۸:۴۹

        کد دیدگاه : 1150907

        میدونید چیه… چقدر شما و آقا سروش خوب بحث میکنید… جوابایی میدید که به شخصه لذت میبرم… 2 بحث پیاپی شد راجع به عشق و بعدی هم تفسیر قرآن…
        من اصلا وارد این 2 بحث نشدم… حتی حاجی فیروز و فهیمه جان هم شمارو همراهی کردن… و چقدر حرف واسه گفتن داشتن… اما… من… احساس ضعف کردم… دوست داشتم مثل شما 4 نفر باشم واسه صحبت کردن…اصلا… یه آن… حس کردم… رفتارای من… خیلی بچگانست…
        میشه به من هم یاد بدید؟ باور کنید حسادت نیستا… فقط دوست دارم مثل شماها یاد بگیرم…
        باید کتابای خاصی بخونم؟
        از دیروز توی فکرم… میگم منم همسن و سالای بقیه ام… پس چرا اونا انقدر متین و رسمی رفتار میکنن…
        اما من…

        پاسخ دهید
        • نویسنده : سروش

          تاریخ ارسال : امروز

          ساعت ارسال : ۱۹:۴۳

          کد دیدگاه : 1150930

          زهره خانم من به شخصه غبطه میخورم به اخلاق و رفتارتون.
          معلومه که از درون شاد هستید. من از طرف خودم صحبت میکنم که رفتارم بخاطر اینه که کودک درونم رو به داعش سپردم خیلی وقت پیش.

          من خودم خیلی محتاط هستم و بسیار سخت با دیگران ارتباط برقرار میکنم و همین بعضی اوقات اذیتم میکنه که میبینیم بقیه اینقدر راحتن و من نمیتونم باشم.

          مطمئنم بقیه هم دوست دارن انرژی شما رو داشته باشن و بتونن اینقدر شاد باشن.

          پاسخ دهید
        • نویسنده : تمنا

          تاریخ ارسال : امروز

          ساعت ارسال : ۲۰:۳۶

          کد دیدگاه : 1150945

          زهره جون عزیزم
          وجودت گرمابخش اینجاست (:heart:)
          پر از شور و هیجانی که همیشه به همه ما انرژی مثبت میدی عزیزدلم
          تجربه های زندگی و قرارگرفتن تو موقعیت های مختلف روی نحوه صحبت کردنمون و رفتارهامون تاثیر داره. به نظر من شما هم جایی که لازمه خیلی خوب صحبت میکنی (:ok:)
          این که میگین از دیروز توی فکرم…
          دیگه بهش فکر نکن عزییییزم

          پاسخ دهید
        • نویسنده : فهیم

          تاریخ ارسال : امروز

          ساعت ارسال : ۲۰:۳۸

          کد دیدگاه : 1150946

          زهره جون عزیزم اصلا دیگه از این فکرا نکن و از این حرفا نزن
          شما خیلی متین و دانا هستی از کامنت هات مشخصه اتفاقا من خودم خیلی وقتا بهت غبطه خوردم
          خیلی دلم میخواست انرژی شما رو داشته باشم ولی من بر حسب شرایط خانوادگیم چون مامان و بابام شاغل بودند خیلی وقتا تنها بودم اینه که شخصیت آرومی دارم ولی همیشه دوست داشتم پر انرژی بودم مثل شما
          شما از لحاظ سنی کوچیکتر از من هستی ولی علم و اطلاعاتت خیلی خوبن مطمئن باش بیشتر از من کتاب خوندی

          من خیلی خودت و خصوصیات اخلاقیتو دوست دارم یک دختر متین و باهوش با دلی سرشار از پاکی و مهربونی تازه روابط عمومیتم عالی هست (:kiss:)

          پاسخ دهید
  • نویسنده : سروش

    تاریخ ارسال : امروز

    ساعت ارسال : ۰۰:۳۶

    کد دیدگاه : 1150648

    سلام بر دوستان عزیز
    بخشی از تفسیر آیه ۵۳ سوره زمر:
    «ان الله یغفر الذنوب جمیعا»- این جمله نهی از نومیدی را تعلیل نموده و هم اعلام میدارد که تمامی گناهان قابل آمرزشند.. پس مغفرت خدا عام است، لیکن آمرزش گناهان هر کسی سبب میخواهد و به طور گزاف نمیباشد و آنچه قرآن سبب مغفرت معرفی فرموده، دو چیز است: یکی شفاعت و یکی هم توبه. حال در جمله ی مورد بحث که گفتیم خطاب آن به عموم بندگان اعم از مشرک و مومن است، کدام یک از این دو سبب آمرزش است؟
    به طور مسلم شفاعت نمی تواند باشد؛ چون شفاعت به نص قرآن کریم در آیاتی چند شامل شرک نمی شود، یعنژ میفرماید مادون شرک را برای کسانی که شفیع داشته باشند،می آمرزد.
    ناگزیر از آن دو سبب باقی می ماند توبه و کلام خدای تعالی هم صریح در این است که خدا همه گناهان حتی شرک را هم با توبه می آمرزد.
    از این هم که بگذریم،گفتیم که آیات هفتگانه مورد بحث در یک سیاق قرار دارد،کلامی است واحد و متصل به هم که در آن، نخست و به عنوان زمینه چی از نومید شدن نهی می کند و سپس امر به توبه و اسلام و عمل صالح میفرماید و آیه اول کلامی مستقل و بریده از آیات بعد نیست تا کسی احتمال دهد عموم مغفرت مقید به توبه و هیچ سبب دیگری که فرض شود، نشده.

    —–
    و اما آیه ۱۱۳ سوره هود، خیلی تفسیرش طولانی بود، بخشی از اونو می نویسم.

    از بحث هایی که تا کنون پیرامون آیه کردیم، چند چیز بدست آمد:
    ۱- اینکه متعلق نهی در آیه شریفه رکون به اهل ظلم است در امر دین و یا حیات دینی، از قبیل سکوت کردن در بیان حقایق دینی و اموری که موجب ضرر جامعه دینی می شود و ترک هر عمل دیگری که خوش آیند ظالمان نیست، و یا مثل اینکه ظالم کارهایی کند که برای جامعه دینی ضرر دارد و مسلمان ها آن را ببینند و سکوت کنند و حقایق دینی را برایش بازگو نکنند و یا اموری را ترک کند که با ترکش لطمه به اجتماع مسلمین بزند. و مسلمین سکوت کنند، او زمام جامعه دینی را در دست بگیرد و عهده دار مصالح عمومی جامعه بشود و با نداشتن صلاحیت، امور دینی را اجرا کند و ایشان سکوت کنند و نظیر اینها.
    بنابراین رکون و اعتماد بر ستمگران در معاشرت و معامله و خرید و فروش و همچنین وثوق داشتن به ایشان و در برخی از امور امین شمردن آنان، مشمول نهی آیه شریفه نیست.زیرا رکون در این امور،رکون در دین و یا حیات دینی نیست، خود رسول الله(ص) را می بینیم که در شب هجرت وقتی از مکه لبه سوی غار ثور حرکت کرد، یکی از مردم قریش را امین شمرد و از او برای سفر به مدینه مرکبی را اجاره کردو نیز او را امین دانست و مورد وثوق قرار داد که بعد از سه روز راحله را تا درب غار خواهد آورد، آری او رفتارش چنین بود و خود «مسلمانان هم در پیش روی رسول خدا(ص) با کفار و مشرکین همین معامله را داشتند».

    ۲- نتیجه ای دیگر این است که رکونی که در آیه از آن نهی شده، اخص است از معنای ولایتی که در آیات بسیار دیگری از آن نهی شده؛ زیرا ولایت به معنای نزدیک شدن به نحوی است که مسلمین را در دین و اخلاقشان در معرض تاثر قرار دهد و در نتیجه دین و اخلاقشان که از بین رفته و سنت های ظالمانه ای که در جامعه دشمنان دین رایج شده، در میان مسلمین رواج یابد، به خلاف رکون که به معنای بنا نهادن دیندو یا حیات دینی است بر اساس ظلم و ظالمین، و این معنا از نظر مورد، اخص از ولایت است؛ برای اینکه هر جا که رکون به ظالمی پیدا شود، ولایت ظالم هم شده ولی هرجا که ولایت ورزیدن به ظالم یافت شد، چنان نیست که رکون هم باشد. فرق دیگر اینکه خطر و بروز اثر در رکون بالفعل است ولی در ولایت اعم از بالفعل است.

    آیات زیبا با تفاسیری زیبا بودن، ممنون از حاجی فیروز و افلاطون عزیز.

    #قرآن #تفسیر

    پاسخ دهید
    • نویسنده : فهیم

      تاریخ ارسال : امروز

      ساعت ارسال : ۱۰:۲۲

      کد دیدگاه : 1150725

      سلام
      ممنون آقا سروش بسیار عالی بود
      مطمئنا تفسیر المیزان کامل تر و جامع تر هست
      دستتون درد نکنه ان شاالله همیشه قرین قرآن باشید

      پاسخ دهید
      • نویسنده : سروش

        تاریخ ارسال : امروز

        ساعت ارسال : ۱۵:۵۵

        کد دیدگاه : 1150856

        خواهش میکنم فهیم خانم عزیز.
        تفسیر المیزان یه جورایی یه رساله هست از روی قرآن تفاسیر مختلفی رو بررسی میکنه، روایات رو میگه و موقعیت ها رو مورد بحث قرار میده که به معنای درست آیه نزدیک بشه. من خودم خیلی خوشم میاد از سبک تحلیلش.

        ان شاءالله همگی با قرآن مانوس بشیم.💐

        پاسخ دهید
    • نویسنده : حاجی فیروز

      تاریخ ارسال : امروز

      ساعت ارسال : ۱۰:۵۸

      کد دیدگاه : 1150735

      اجرکم علی الله
      بسیار دقیق و تأمل برانگیز…

      پاسخ دهید
      • نویسنده : سروش

        تاریخ ارسال : امروز

        ساعت ارسال : ۱۶:۳۶

        کد دیدگاه : 1150870

        آیه ۱۱۳ سوره هود که گفتین بسیار آیه زیبایی بود، تفسیرش به زیبایی وظیفه دینی ما رو مشخص میکنه.
        این وظیفه به شدت در وضعیت فعلی جامعه ما نیاز میشه…

        بازم ممنون.

        پاسخ دهید
    • نویسنده : افلاطون🎓

      تاریخ ارسال : امروز

      ساعت ارسال : ۱۶:۵۶

      کد دیدگاه : 1150877

      ممنون از زحمتت
      این تفسییر هم خیلی به دلم نشست

      پاسخ دهید
      • نویسنده : سروش

        تاریخ ارسال : امروز

        ساعت ارسال : ۱۹:۳۳

        کد دیدگاه : 1150926

        قربان تو افلاطون عزیز
        امشب تفسیر یه آیه دیگه هم میذارم.
        کسی پیشنهادی نداره؟

        پاسخ دهید
  • نویسنده : فهیم

    تاریخ ارسال : امروز

    ساعت ارسال : ۰۰:۰۶

    کد دیدگاه : 1150640

    بشمااااااااار 8

    من 2 شعر انتخاب کردم اول از عنصری و دوم از فریدون مشیری برای سلیقه های متفاوت
    🌺💐🌺💐🌺💐🌺💐🌺💐🌺💐🌺💐🌺💐🌺💐🌺💐

    1
    باد نوروزی همی در بوستان بتگر شود
    تا ز صنعش هر درختی لعبتی دیگر شود
    باغ همچون کلبه بزاز پر دیبا شود
    باد همچون طبله عطار پر عنبر شود
    سوسنش سیم سپید از باغ بردارد همی
    باز همچون عارض خوبان زمین اخضر شود
    روی بند هر زمینی حله چینی شود
    گوشواره هر درختی رسته گوهر شود
    چون حجابی لعبتان خورشید را بینی ز ناز
    گه برون آید ز میغ و گه به میغ اندر شود
    افسر سیمین فرو گیرد ز سر کوه بلند
    باز مینا چشم و دیبا روی و مشکین پر شود
    روز هر روزی بیفزاید چو قدر شهریار
    بوستان چون بخت او هر روز برناتر شود

    2
    ‌ای بهار
    ای بهار‌
    ای بهار
    تو پرنده‌ات‌‌ رها
    بنفشه‌ات به بار
    می‌وزی پر از ترانه می‌رسی پر از نگار
    هرکجا رهگذار تست
    شاخه‌های ارغوان شکوفه ریز
    خوشه اقاقیا ستاره بار
    بیدمشک زرفشان
    لشکر ترا طلایه دار بوی نرگسی که می‌کنی نثار
    برگ تازه‌ای که می‌دهی به شاخسار
    چهره تو در فضای کوچه باغ
    شعر دلنشین روزگار
    آفرین آفریدگار
    ای طلوع تو در میان جنگل برهنه چون طلوع سرخ عشق
    چون طلوع سرخ عشق پشت شاخه کبود انتظار
    ای بهار‌
    ای همیشه خاطرات عزیز!
    عاقبت کجا؟
    کدام دل؟
    کدام دست؟
    آشتی دهد من و ترا؟
    تو به هر کرانه گرم رستخیز من خزان جاودانه پشت میز
    یک جهان ترانه‌ام شکسته در گلو
    شعر بی‌جوانه‌ام نشسته روبرو
    پشت این دریچه‌های بسته
    می‌زنم هوار
    ای بهار‌ ای بهار ‌ای بهار

    🌺💐🌺💐🌺💐🌺💐🌺💐🌺💐🌺💐🌺💐🌺💐🌺💐

    پاسخ دهید
    • نویسنده : سروش

      تاریخ ارسال : امروز

      ساعت ارسال : ۰۱:۰۳

      کد دیدگاه : 1150654

      هشـــــت
      بسیار زیبا و دلنشین، ممنون بخاطر اشعار.

      پاسخ دهید
    • نویسنده : زهره 🎓

      تاریخ ارسال : امروز

      ساعت ارسال : ۰۸:۲۷

      کد دیدگاه : 1150714

      هشششششششششششششت (:heart:)

      آی لالای لالای لای… آی لَ لَ لَی لای…
      عید اومده عید اومده پنجمین بهاااره سایت شادی رو به قلبمون هدیه میاره… دلای بی قرار ثانیه هارو میشماااره آی لالای لالای لای… آی لَ لَ لَی لای

      💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝

      پاسخ دهید
  • نویسنده : ناشناس

    تاریخ ارسال : دیروز

    ساعت ارسال : ۲۳:۱۳

    کد دیدگاه : 1150622

    سروش خان مبارکا باشه.دست راستتم بکش رو سرا بقیه مجردا شاید ماهم یه خانم خوب قسمتمون شد.حالا عروس خانم کیه؟همکارته؟ما میشناسیم؟از خانمای سایته؟

    پاسخ دهید
    • نویسنده : سروش

      تاریخ ارسال : امروز

      ساعت ارسال : ۰۱:۰۶

      کد دیدگاه : 1150655

      سلام
      تشکر
      روایت بوده که: «شفاعت ازدواج به ناشناس ها نمیرسه» :دی

      پاسخ دهید
    • نویسنده : سروش

      تاریخ ارسال : امروز

      ساعت ارسال : ۰۱:۱۶

      کد دیدگاه : 1150661

      شرمنده، کامنت ارسال شد ولی ناقص بود.
      خواستم بگم که به من حق بدید که نسبت به فضای مجازی و خصوصا افراد ناشناس گاردم رو بسته نگهدارم. این موضوع رو خیلیا نمیدونن هنوز. من شخصا به خودم اجازه نمیدم در مورد زندگی خصوصی دیگران سوالی بپرسم، مگر اینکه خودشون بگن.

      همین که گفتم، ریسک بزرگی کردم ولی دلیلی نمیبینم بیشتر از این ریسک کنم چون به قول افلاطون عزیز، ممکنه شناخته بشم و برام گرون تموم بشه؛ گرچه به شدت اعتقاد دارم که مکر مکار به خودش برمیگرده.

      شخص مورد نظر هم آشنا نیست و هنوز راه درازی در پیشه. 😊

      از همینجا هم از دوستانی که نسبت به من لطف داشتن، تشکر میکنم و دعا میکنم همه نیمه گمشدشون رو پیدا کنن.
      یه خواهشی که دارم از دوستان اینه که این بحث همینجا بمونه و تکرار نشه در کامنت های بعدی، چون پاسخی از من نخواهند گرفت…

      با تشکر از تمامی دوستان و همراهان عزیز و گرامی 💐

      پاسخ دهید
      • نویسنده : حاجی فیروز

        تاریخ ارسال : امروز

        ساعت ارسال : ۱۲:۱۰

        کد دیدگاه : 1150768

        درستش همین هست.
        کسایی که هویتشون از روی کدهایی که دادند قابل شناسایی هست، نباید جزئیات زندگی شخصی شون رو مطرح کنند.
        شما با نیت خیرخواهانه این کار رو انجام دادید – هر چند ضرورتی نداشت –
        پس مشابه این ریسک ها رو دیگه انجام ندید،ممکنه پیامد مثبتی براتون نداشته باشه.
        ——
        پ.ن
        نیست که من مادربزرگ جمع هستم،گاهی این اندرزها لازم میشه – هر چند شما خودتون صاحب اندرز هستید-

        پاسخ دهید
        • نویسنده : سروش

          تاریخ ارسال : امروز

          ساعت ارسال : ۱۶:۴۶

          کد دیدگاه : 1150873

          حاج خانم فیروزه عزیز، درست میفرمایین، منم کمی زیاده روی کردم و بعدش متوجه شدم.
          من از همه کوچیکتر هستم اینجا ولی خوشبختانه اخلاقی دارم که در مقابل نصیحت و نکات کاملا باز هستم و حتی در مقابل کوچکتر از خودم هم شنوا هستم(برعکس بعضیا که در مقابل پند و اندرز بزرگترشون هم گارد میگیرن).

          الان هم درسی شد برامون که تکرار نکنیم.
          ممنون.

          پاسخ دهید
  • نویسنده : افلاطون🎓

    تاریخ ارسال : دیروز

    ساعت ارسال : ۱۷:۴۹

    کد دیدگاه : 1150524

    :
    بدان بندگانم که (به عصیان) اسراف بر نفس خود کردند بگو: هرگز از رحمت خدا ناامید مباشید، البته خدا همه گناهان را خواهد بخشید، که او خدایی بسیار آمرزنده و مهربان است. (53)
    درست گفتی سروش جان
    ایه پنجاه و سه از سوره زمر بود
    اگر تفسیر کسی داره بزاره ممنون ت

    پاسخ دهید
    • نویسنده : فهیم

      تاریخ ارسال : دیروز

      ساعت ارسال : ۲۱:۱۸

      کد دیدگاه : 1150578

      بسیار عالی
      این از کتاب تفسیر استاد قرائتی هست نمیدونم چقدر کامل هست وسعم در این حد بود دوستان کامل ترش رو بزارند

      آیات قبل تهديدى براى افراد مغرور بود و اين آيه به گناهكاران پشيمان بشارت مى دهد.
      در تمام كلمات اين آيه لطف و مهر الهى نهفته است:
      1. پيام بشارت را رسول خدا صريحاً اعلام كند. «قل»
      2. خداوند انسان را مخاطب قرار داده است. «يا»
      3. خداوند همه را بنده ى خود و لايق دريافت رحمتش دانسته است. «عبادى»
      4. گناهكاران بر خود ستم كرده اند و به خدا ضررى نرسانده اند. «اسرفوا على انفسهم»
      5. يأس از رحمت، حرام است. «لا تقنطوا»
      6. رحمت او محدود نيست. «رحمة اللّه» («رحمة اللّه» به جاى «رحمتى» رمز جامعيّت رحمت است، چون لفظ «اللّه» جامع ترين اسم اوست).
      7. وعده ى رحمت قطعى است. «انّ اللّه»
      8. كار خداوند بخشش دائمى است. «يغفر»
      9. خداوند همه ى گناهان را مى بخشد. «الذنوب»
      10. خداوند بر بخشش همه ى گناهان تأكيد دارد. «جميعاً»
      11. خدا بسيار بخشنده و رحيم است. «انّه هو الغفور الرحيم»

      خداوند با اين همه رأفت و مهربانى اعلام مى كند كه تهديدهاى آيات قبل، براى تربيت انسان هاست نه انتقام و كينه.
      در فرهنگِ قرآن، اسراف معناى وسيعى دارد كه علاوه بر اسراف در مال، شامل اسراف در نفس و جان نيز مى شود. بدين معنى كه انسان در بهره گيرى از استعدادها و ظرفيّت هاى وجودى خود از حدّ اعتدال خارج شده و دچار افراط و تفريط گردد.مراد قرآن از اينكه مى فرمايد: خداوند همه گناهان را مى بخشد، آن نيست كه انسان گناه كند و بگويد خدا مى آمرزد، بلكه مراد آن است كه همه گناهان هر قدر هم بزرگ باشند قابل آمرزش است و نبايد از رحمت الهى مأيوس بود و طبيعتاً راه دريافت آمرزش الهى، توبه و جبران گناه است كه در آيه بعد آمده است.

      پاسخ دهید
      • نویسنده : افلاطون🎓

        تاریخ ارسال : دیروز

        ساعت ارسال : ۲۱:۵۶

        کد دیدگاه : 1150589

        ممنونم
        و چه تفسیر به جایی بود
        …….
        مخصوصا توضیح بعد از بند ۱۱
        …..
        زحمت کشیدی باز هم سپاس

        پاسخ دهید
        • نویسنده : فهیم

          تاریخ ارسال : دیروز

          ساعت ارسال : ۲۳:۱۳

          کد دیدگاه : 1150623

          خواهش میکنم زحمتی نبود

          من از شما ممنونم که باعث شدید خودم هم در این آیه تدبیر کنم

          پاسخ دهید
          • نویسنده : فهیم

            تاریخ ارسال : امروز

            ساعت ارسال : ۰۰:۳۸

            کد دیدگاه : 1150649

            عذر میخوام خواستم بنویسم تدبر از بس ذهن و اطرافم شلوغه نوشتم تدبیر (:pardon:)

            پاسخ دهید
      • نویسنده : سروش

        تاریخ ارسال : امروز

        ساعت ارسال : ۰۱:۲۲

        کد دیدگاه : 1150664

        خیلی هم عالی فهیم خانم عزیز، تفسیر روان و راحت االفهمی دارن استاد قرائتی، به کارتون ادامه بدید، اجرتون با خدا 🙏

        پاسخ دهید
        • نویسنده : فهیم

          تاریخ ارسال : امروز

          ساعت ارسال : ۱۰:۲۶

          کد دیدگاه : 1150726

          خواهش میکنم
          بله استاد قرائتی جوری تفسیر کردند که فهم قرآن برای همه راحت باشه
          ممنونم🙏

          پاسخ دهید
    • نویسنده : سروش

      تاریخ ارسال : امروز

      ساعت ارسال : ۰۱:۲۰

      کد دیدگاه : 1150662

      آیه بسیار زیبایی هست افلاطون عزیز، بالا تفسیرشو نوشتم.
      کتاب تفسیر المیزان خیلی تخصصی هست و ریز مسائل رو باز میکنه، فرضا برای این آیه ۴-۵ صفحه و برای آیه ای که حاج خانم فیروز گفته بودن، ۸-۹ صفحه تفسیر داشت.
      من قسمت هایی که فکر میکنم بصورت جمع بندیه و کاملتره رو میذارم. امیدوارم دوستان استفاده کنن.

      پاسخ دهید
  • نویسنده : مریم 1

    تاریخ ارسال : دیروز

    ساعت ارسال : ۱۷:۲۹

    کد دیدگاه : 1150515

    سلام دوستای خوبم (:heart:)
    سال نو رو ب همتون تبریک میگم باتاخیر البته،سال خوب وخوشی رو براتون آرزو دارم انشالله به تمام آرزوهایی که خیرتون توش هست برسید وعاقبت بخیر بشید (:heart:)
    راستش خییییلییی دلم گرفت کلی حرفیدید و من نبودم (:cry:)
    واینکه منم مثل آقای یا خانم افلاطون اصلا هیچ حس جدیدی برام نداشت سال نو!
    دوستتون دارم وخوشحالم که دوستایی مثل شما دارم تو این فضا (:heart:)
    تبریک به اقا سروش بابت پیدا کردن عشقشون
    چه پیشنهاد خوبی، قرآن و تفسیرش ، عالیه !

    پاسخ دهید
    • نویسنده : زهره

      تاریخ ارسال : دیروز

      ساعت ارسال : ۱۸:۵۷

      کد دیدگاه : 1150545

      سلام مریم جون… سال نو شما هم مبارک عزیزم…

      پاسخ دهید
      • نویسنده : مریم 1

        تاریخ ارسال : امروز

        ساعت ارسال : ۰۴:۱۸

        کد دیدگاه : 1150696

        سلام زهره جونم بسیار دلم برای شیطنتات تنگ شده بود (:heart:)

        پاسخ دهید
        • نویسنده : زهره 🎓

          تاریخ ارسال : امروز

          ساعت ارسال : ۱۱:۰۹

          کد دیدگاه : 1150741

          شیطنت؟! (:unknw:)
          یعنی اینجا هم مشخصه؟! (:secret:)

          پاسخ دهید
          • نویسنده : مریم 1

            تاریخ ارسال : امروز

            ساعت ارسال : ۱۶:۱۰

            کد دیدگاه : 1150863

            بهلهههه که معلومه (:sarcastic:)
            شیطنت که خوبه ،ادمو همیشه سر زنده وشاد نگه میداره (:music:)

            پاسخ دهید
            • نویسنده : زهره 🎓

              تاریخ ارسال : امروز

              ساعت ارسال : ۱۶:۴۵

              کد دیدگاه : 1150872

              من شیطون نیستم… فقط… یکم… آدرنالین خونم زیادیه (:pardon:)

    • نویسنده : فهیم

      تاریخ ارسال : دیروز

      ساعت ارسال : ۲۱:۲۰

      کد دیدگاه : 1150579

      سلام مریم جون
      ممنونم عزیزم
      سال نو شما هم مبارک باشه با آرزوی بهترین ها…

      پاسخ دهید
      • نویسنده : مریم 1

        تاریخ ارسال : امروز

        ساعت ارسال : ۰۴:۲۱

        کد دیدگاه : 1150698

        ممنون فهیم جون
        فهیم جان میتونم بپرسم شما متولد چ سالی هستید؟
        همیشه ی ارامش ومتانت خاصی تو پیامات هست که بمن منتقل میشه (:kiss:)

        پاسخ دهید
        • نویسنده : فهیم

          تاریخ ارسال : امروز

          ساعت ارسال : ۱۵:۲۳

          کد دیدگاه : 1150840

          ممنونم عزیزم لطف داری خجالتم نده (:blush:)
          مگه سن خانوما رو هم میپرسن? (:sarcastic:)
          عزیزم من از شما بزرگ تر هستم گوشتونو بیارید (:secret:) سن من 29 هستم (:secret:) کسی غیر خودت که نشنید? 😉

          پاسخ دهید
          • نویسنده : فهیم

            تاریخ ارسال : امروز

            ساعت ارسال : ۱۵:۲۵

            کد دیدگاه : 1150842

            هستم=هست

            پاسخ دهید
          • نویسنده : مریم 1

            تاریخ ارسال : امروز

            ساعت ارسال : ۱۶:۰۴

            کد دیدگاه : 1150860

            واقعیته عزیزم (:heart:)
            پختگی مشخصه تو سخنانت خانوم! واسه این سنتو پرسیدم عزیزم (:blum:)
            نه کسی نشنید عزیزم (:mosking:)

            پاسخ دهید
            • نویسنده : مریم 1

              تاریخ ارسال : امروز

              ساعت ارسال : ۱۶:۰۶

              کد دیدگاه : 1150861

              وای ببخشید اون شکلکه دستم اشتباه رفت روش:
              (:blum:) = (:boast:)

            • نویسنده : فهیم

              تاریخ ارسال : امروز

              ساعت ارسال : ۱۸:۴۵

              کد دیدگاه : 1150905

              ممنونم عزیزم شما لطف دارید (:heart:)
              درسته من خیلی آروم گفتم هیچکس نشنید (:mosking:)

    • نویسنده : سروش

      تاریخ ارسال : امروز

      ساعت ارسال : ۰۱:۲۷

      کد دیدگاه : 1150666

      سلام مریم خانم
      سال نو بر شما مبارک، شاید اول فروردین از نظر نجومی یا فصلی لحظه تحویل سال باشه، ولی هر وقت که آدم حالش به بهترین حال عوض بشه، براش عیده.

      و اینکه خواهش میکنم بابت تبریکتون.😊

      پاسخ دهید
      • نویسنده : مریم 1

        تاریخ ارسال : امروز

        ساعت ارسال : ۰۴:۲۶

        کد دیدگاه : 1150699

        دعا کنید که این حال درمن هم بوجود بیاد وبرام عید بشه!
        ممنونم که دلگرمی دادید (:bye:)

        پاسخ دهید
  • نویسنده : زهره

    تاریخ ارسال : دیروز

    ساعت ارسال : ۱۵:۲۱

    کد دیدگاه : 1150480

    حاجی فیروز شما بشمار ” 7 ” رو فردا شب میگید؟؟؟
    + یه متن زیبا (:heart:)

    پاسخ دهید
    • نویسنده : حاجی فیروز

      تاریخ ارسال : دیروز

      ساعت ارسال : ۱۶:۰۷

      کد دیدگاه : 1150490

      چرا که نه، حتماً زهره جان.
      فقط اگر اجازه بدی صبح بفرستم، کم پیش میاد تا اون ساعت بیدار باشم.
      ساعات خوشی داشته باشی.

      پاسخ دهید
      • نویسنده : زهره

        تاریخ ارسال : دیروز

        ساعت ارسال : ۱۷:۲۶

        کد دیدگاه : 1150514

        حتما عزیزم… همچنین شما مهربانو (:heart:)

        پاسخ دهید
  • نویسنده : زهره

    تاریخ ارسال : دیروز

    ساعت ارسال : ۱۵:۱۳

    کد دیدگاه : 1150478

    سلام فرزانه جون… خوبی عزیزم؟ هستی؟ کجایید؟
    به امید خدا چه روزی میرسید؟

    پاسخ دهید
  • نویسنده : مریم

    تاریخ ارسال : دیروز

    ساعت ارسال : ۱۴:۰۲

    کد دیدگاه : 1150455

    سلام دوستان خوبم،سال نو رو به همتون تبریک میگم و امیدوارم که امسال به تمام ارزوهای خوبتون برسید و کنار خانوادتون سالم وشاد باشید و خداوند بهترینها رو نصیبتون کنه.

    پاسخ دهید
    • نویسنده : زهره

      تاریخ ارسال : دیروز

      ساعت ارسال : ۱۷:۲۹

      کد دیدگاه : 1150518

      سلام مریم جونم… مرسی عزیزم سال نو شما هم به میمنت و مبارکی… بهترین ها رو واست آرزو دارم (:heart:)

      پاسخ دهید
    • نویسنده : فهیم

      تاریخ ارسال : دیروز

      ساعت ارسال : ۲۱:۲۱

      کد دیدگاه : 1150580

      سلام مریم جون
      ممنونم عزیزم
      سال نو شما هم مبارک با آرزوی بهترین ها..

      پاسخ دهید
  • نویسنده : ناشناس

    تاریخ ارسال : دیروز

    ساعت ارسال : ۱۳:۴۴

    کد دیدگاه : 1150450

    سلام دوستان خوبین ؟خوشین؟ببخشید آقا سروش چند تا سوال داشتم خدمتتون،میشه در مورد lan, ,wan,manاینترانت و اکسترانت یکم توضیح بدید دیسک بلوری چیه و ظرفیتش چقدره؟خیلی ممنون

    پاسخ دهید
    • نویسنده : سروش

      تاریخ ارسال : امروز

      ساعت ارسال : ۰۱:۴۹

      کد دیدگاه : 1150675

      چشم ناشناس عزیز، فردا همه رو توضیح میدم.

      پاسخ دهید
  • نویسنده : زهره

    تاریخ ارسال : دیروز

    ساعت ارسال : ۱۱:۳۰

    کد دیدگاه : 1150405

    افلاطون جان یه چیزی رو صادقانه بگم… چه اون موقع که چراغعلی بودی و با تموم بامزه بازیات دوست داشتم حضورتو چه بعدها افلاطون بودی و با شخصیت والایی که داشتید… هیچ موقع هم فکر بدی واسه شوخیات نمیکردم… حتی من فقط بخاطر خوندن کامنتای شما میومدم قسمت دستگاهای اجرایی… پس فکر نکن الان چیزی واسه ما تغییر کرده… منم دارم با اسم واقعی خودم میام و محل قبولیمم گفتم… هیچ کسی هم اینجا به اندازه من پرحرفی نمیکنه…
    با هراسمی که بیای واسه ما عزیزی و دوست داشتنی…

    پاسخ دهید
    • نویسنده : افلاطون🎓

      تاریخ ارسال : دیروز

      ساعت ارسال : ۱۷:۰۱

      کد دیدگاه : 1150502

      ان شالله تا ایستگاه اخر که شاغل شدنه همراه و همدل بتونیم کنار هم باشیم و به هم کمک کنیم
      …..
      ممنون از محبتت ه

      پاسخ دهید
      • نویسنده : زهره

        تاریخ ارسال : دیروز

        ساعت ارسال : ۱۷:۳۶

        کد دیدگاه : 1150521

        به امید خدا…

        پاسخ دهید
  • نویسنده : سروش

    تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

    ساعت ارسال : ۲۳:۵۸

    کد دیدگاه : 1150325

    بشماااار ۹

    *صدای دَف در پس زمینه: ژیندَرَه دَه دَه دَه، ریندَرَرَه…*

    برخیز که می‌رود زمستان
    بگشای در سرای بستان
    نارنج و بنفشه بر طبق نه
    منقل بگذار در شبستان
    وین پرده بگوی تا به یک بار
    زحمت ببرد ز پیش ایوان
    برخیز که باد صبح نوروز
    در باغچه می‌کند گل افشان
    خاموشی بلبلان مشتاق
    در موسم گل ندارد امکان
    آواز دهل نهان نماند
    در زیر گلیم عشق پنهان
    بوی گل بامداد نوروز
    و آواز خوش هزاردستان
    بس جامه فروختست و دستار
    بس خانه که سوختست و دکان
    ما را سر دوست بر کنارست
    آنک سر دشمنان و سندان
    چشمی که به دوست برکند دوست
    بر هم ننهد ز تیرباران
    سعدی چو به میوه می‌رسد دست
    سهلست جفای بوستانبان

    *رَن دَه دَه رَ…*
    استاد سخن سعدی…

    پاسخ دهید
    • نویسنده : زهره

      تاریخ ارسال : دیروز

      ساعت ارسال : ۰۱:۱۸

      کد دیدگاه : 1150338

      ” نننننننننننننننههههههههههه ”

      آی لالای لالای لای… آی لَ لَ لَی لای…
      عید اومده عید اومده پنجمین بهاااره سایت شادی رو به قلبمون هدیه میاره… دلای بی قرار ثانیه هارو میشماااره آی لالای لالای لای… آی لَ لَ لَی لای

      💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓

      پاسخ دهید
      • نویسنده : سروش

        تاریخ ارسال : دیروز

        ساعت ارسال : ۱۱:۵۱

        کد دیدگاه : 1150408

        بچه ها همه اهل افکت های صوتی و تصویری هستن :دی

        ممنون از همراهیتون زهره خانم.

        پاسخ دهید
        • نویسنده : زهره

          تاریخ ارسال : دیروز

          ساعت ارسال : ۱۲:۲۷

          کد دیدگاه : 1150422

          همراهی کدومه… لیدر خود منم (:curtsey:)

          پاسخ دهید
    • نویسنده : فهیم

      تاریخ ارسال : دیروز

      ساعت ارسال : ۱۱:۱۸

      کد دیدگاه : 1150402

      (:bravo:) (:bravo:) (:bravo:) (:bravo:)
      یعنی امشب نوبت منه (:boast:)
      زهره جون من زودتر از ساعت 12 میفرستم فکر کنم 12 دیگه خواب باشم (:boredom:)

      پاسخ دهید
      • نویسنده : زهره

        تاریخ ارسال : دیروز

        ساعت ارسال : ۱۲:۲۶

        کد دیدگاه : 1150421

        باشه عزیزدلم… حتی اگه دوست داشتی صبح بفرست… منم شب اولی خواب بودم (:mail:)

        پاسخ دهید
    • نویسنده : فهیم

      تاریخ ارسال : دیروز

      ساعت ارسال : ۱۲:۱۲

      کد دیدگاه : 1150415

      یادم رفت بشمارم (:mosking:)
      نننننننننننهههههههه

      پاسخ دهید
  • نویسنده : سروش

    تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

    ساعت ارسال : ۲۲:۴۰

    کد دیدگاه : 1150288

    افلاطون عزیز یه نظر میدم، ببین درست گفتم یا نه؟
    تا جایی که میدونم، مجردی… مثل خودم.
    این کامنت امروزت، خیلی ناراحتم کرد… حدس زدم یکی از موارد زیر پیش اومده باشه.

    – عاشق نشدی و عشقتو پیدا نمیکنی، نمیتونی عاشق کسی بشی و حس بدی داره، خودمم اینطور بودم، به دوستام میگفتم اینطوریم، هلندیه بهم گفت:«you haven’t found the one» که دقت کنی، به “the” متوجه منظورش میشی. من اخیرا اون یه نفر رو پیدا کردم. واقعا معنی زندگی رو دارم میفهمم.

    – عاشق شدی، ولی مشکلات و سختی هایی توراه رسیدن به عشقت هست، من همین حالتو هم دارم،ولی معیارمو گذاشتم حرف خدا، گفتم هر چی رسم باشه ولی دستور خدا نباشه، زیر پا میذارم تا بهش برسم، مرز من خداس نه فرهنگ یا رسم مردم.

    -عاشق شدی، ولی در عشق به مشکل برخوردی، که نیاز شدیدی داری به کارکرد عقل و احساس، خیلی سخته تصمیم گیری، ولی باید بالاخره تصمیم گرفت، حرص خوردن زیاد کاری رو پیش نمیبره.

    – ربطی به عشق نداره، بحث عاطفی، اجتماعی یا خانوادگی هست، که با منطق میشه درستش کرد، تصمیم ها سخت هستن ولی باید عقل محاسبه گر بیاد وسط، باید قانع کرد یا قانع شد…

    -ربطی به موارد بالا نداره که ضایع میشم :دی

    به شخصه، هیچ چیزی بیشتر از دریافت پاسخ منطقی، خوشحالم نمیکنه… چند روز پاسخ های غیرمنطقی زیادی از اطراف میگرفتم، در زمینه های مختلف، ولی روزهای اخیر پاسخ های منطقی خوبی میگیرم و خیلی شاد هستم از این موضوع…

    یه «برو بینیم بابا»ی خاصی هست تو چشات افلاطون عزیز. تبلتتو عوض کن، اینقدر کامنت ضدحال نداره سخت شدن نوشتن کامنت :دی

    پاسخ دهید
    • نویسنده : افلاطون🎓

      تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

      ساعت ارسال : ۲۳:۱۶

      کد دیدگاه : 1150306

      تو خیلی بزرگواری سروش جان که به خاطر من ، موضوع خودتو گفتی
      کاری کردی که من برای خودم هم حاضر نیستم انجامش بدم و میدونم توهم بخاطر خودت حاضر نبودی مطرح کنی
      از این بابت بزرگی تورو درک کردم
      ……….
      دکتر شریعتی جمله ی زییایی داره در این باره
      دنیا رو بد ساختن ، کسی که دوسش داری دوستت نداره
      کسی که دوستت داره دوستش نداری
      و اگر دوست داشتن دو طرفه باشه جور نمیشه
      به تعبیر حافظ
      که عشق اسان نمود اول ، ولی افتاد مشکل ها
      …………..
      اما متاسفانه باید بگم
      عاشق کسی نبودم ، نیستم و فکر نمیکنم بشم
      حالا تو گفتی بذار منم بگم درباره ی عشق
      کسی توی نظرمه که شاید هرجا رفتم پیداش نکردم
      فقط ظاهر منظورم نیست ، و اصلا شاید وجود خارجی نداشته باشه
      یا اگر باشه من نتونم ببینمش و یا اگر ببینم نتونم صحبتی کنم باهاش
      ……..
      گاهی لازمه سر به یه جاهایی بزنیم که معضلات جامعه رو بیان میکنه
      من در حد وسعم سر میزنم
      به عنوان یک محقق ، تحلیل گر
      یکی از جاهایی که سر زدم دادگاه خانواده بود
      باور شاید نکنی کسایی که شاهرگ خودشون زده بودن برای ازدواج در به در دنبال جدایی بودن
      و یکسری چیزهای عجیب از این موجود دوپا که اصلا گفتنش هم صحیح نیست
      ………..
      برعکسش هم هست ، کسی که بعد از چهل سال زندگی مشترک ، وقتی همسرش بستری شد توی همون بیمارستان یه تخت بغل دستش کرفت. و کنارش موند
      و عشقی که بینشون موندگاره
      ……..
      وقتداضافه گیرم اومده دارم زندگی مو مرور میکنم و افسوس فرصت هاشو میخورم
      چیز خاصی نیست ، فکر کنم دو سه هفته ی دیگه کامل حل بشه
      ………
      راستی
      حتما حتمامنو برای عروسی ات دعوت کن ، بشرطی که با همین کسی که مد نظرته ازدواج کنی و الا من نمیام
      به امید روزی که سر زندگی خودت باشی

      پاسخ دهید
      • نویسنده : زهره

        تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

        ساعت ارسال : ۲۳:۴۲

        کد دیدگاه : 1150320

        آقا منم دعوت کنیداااا
        هر دوتاتون…
        منکه متوجه حرفاتون نشدم… الان یعنی عاشق شدین؟

        پاسخ دهید
        • نویسنده : سروش

          تاریخ ارسال : دیروز

          ساعت ارسال : ۰۱:۵۵

          کد دیدگاه : 1150346

          شما که اولین کسی هستین که دعوت میشه، بصورت ویژه، خواستین روی میز خودمون باشه صندلیتون :دی
          ماشاءالله خانما هم که خیلی عروسی دوست دارن، انتظار دعوتشون هم بالاس 😂

          پاسخ دهید
          • نویسنده : زهره

            تاریخ ارسال : دیروز

            ساعت ارسال : ۱۱:۱۶

            کد دیدگاه : 1150400

            عروس چقدر قشنگه ایشالله مبارکش بااااد… (:curtsey:)
            پس به سلامتی آقا سروش… ایشالله مبارکا باشه (:heart:)

            پاسخ دهید
            • نویسنده : سروش

              تاریخ ارسال : امروز

              ساعت ارسال : ۰۱:۲۸

              کد دیدگاه : 1150667

              خیلی ممنون زهره خانم.
              شما الگوی خوبی هستین در خواستن خوبی ها برای تمام کاربرای سایت.💐

      • نویسنده : سروش

        تاریخ ارسال : دیروز

        ساعت ارسال : ۰۱:۴۵

        کد دیدگاه : 1150343

        خوب افلاطون عزیز،
        اول گفتم که، هنوز «اون» رو پیدا نکردی، این جمله رو یکی کوچیکتر از من بهم گفته بود و من اونموقع گفتم فکر نکنم کسی باشه که من برای من باشه.
        حالا هم من بعنوان کوچیکتر بهت میگم که هنوز «اونو» پیدا نکردی… وقتی پیداش کنی میبینی.

        دکتر شریعتی حرفش جالبه، منم توی حالت مشابهی بودم… ولی یکی دو حالت خارج از حالاتی که گفته هست، من از همون حالا نگفته رفتم…

        راستی در مورد گذشته ات افسوس نخور، سعی کن آینده رو طوری بسازی که اون گذشته ها خیر بشن برات…
        مثلا، من یه حرکت اشتباه کردم ۳ سال پیش،یه اتفاق خیلی سنگین و پرهزینه برام افتاد، خیلی ناراحت شدم، خیلی نصیحت شدم، الان بخاطر همون اتفاق، در موقعیتی عالی قرار دارم…
        از کجا میدونیم بعضی اتفاقات واقعا بد هستن؟ بدی و خوبی نسبی هستن و محدود به دانش و ذهن ما، اگر از آینده خبردار بودیم، الان این فکرها رو نمیکردیم.
        ولی خوبه در کل، این فرصت ها باعث بازسازی روح و بازنگری در روش تفکر و زندگیمون میشه. خیالم راحت شد که دوست عزیزم مشکل جدی نداره 😓

        عروسی هم دعوتت میکنم، من با خودم عهد بستم که با همین شخص ازدواج کنم اگر مشکل خیلی جدی وجود نداشته باشه. و میتونم بهت بگم از الان دعوتی، فقط تاریخش مشخص نیست :دی

        رومو میکنم اونور: «یه نفر VIP به لیست دعوتیا اضافه کن» :دی

        پاسخ دهید
        • نویسنده : فهیم

          تاریخ ارسال : دیروز

          ساعت ارسال : ۱۲:۰۹

          کد دیدگاه : 1150414

          آقا سروش برای شما آرزو میکنم خواسته ی دلتون با مصلحت خدا یکی باشه
          پشاپیش بهتون تبریک میگم و از خدا میخوام یه روزی خبر وصالتون رو بشنوم حالا دعوتمم نکردید هم عیبی نداره 😉💐🌹💐🌹

          آقا افلاطون من حس شما رو کاملا درک میکنم من خودم قبلا خیلی حسرت فرصت های از دست رفته رو میخوردم تمام زندگیم فقط موندن تو گذشتم شده بود ولی بعد فهمیدم حسرت خوردن و موندن تو گذشته ی امروزم فقط فقط باعث میشه چند سال دیگه باز حسرت امروزمو بخورم
          سعی کنید خودتون رو از این حال و هوا خارج کنید شما میتونید بهش ایمان دارم (:yess:)

          پاسخ دهید
          • نویسنده : افلاطون🎓

            تاریخ ارسال : دیروز

            ساعت ارسال : ۱۷:۰۶

            کد دیدگاه : 1150504

            ممنون از نظر لطف تون
            …..
            ناراحتی من از گذشته روی کارایی امروزم اثر نمیذاره
            و کارامو انجام میدم حتی با ناراحتی

            پاسخ دهید
            • نویسنده : فهیم

              تاریخ ارسال : دیروز

              ساعت ارسال : ۲۱:۳۷

              کد دیدگاه : 1150586

              خواهش میکنم 🌹🌺🌹
              چه عالی که ناراحتی از گذشته روی کارایی امروزتون اثر نمیذاره خیلی خوبه (:ok:)
              امیدوارم هر چه سریعتر از این حال و هوا در بیاید و همیشه شاد و موفق باشید

          • نویسنده : سروش

            تاریخ ارسال : امروز

            ساعت ارسال : ۰۱:۳۲

            کد دیدگاه : 1150668

            ممنون فهیم خانم.
            من از خدا خواستم کمکم کنه به هدفم برسم و از خدا خواستم اگر به صلاحم نیست، بهم بفهمونه. خط قرمزم هم شده اعتقاداتم نشده چیزی که خدا ازش ناراضیه.
            ممنون از دعای خیرتون، لطف دارید 💐

            پاسخ دهید
        • نویسنده : افلاطون🎓

          تاریخ ارسال : دیروز

          ساعت ارسال : ۱۲:۱۹

          کد دیدگاه : 1150416

          قربونت برم
          ولی باز اشتباه کردی
          ان شالله بیایم خدمت کنیم تو عروسیت
          ٔ..ٔ
          دعا میکنم برات

          پاسخ دهید
          • نویسنده : سروش

            تاریخ ارسال : امروز

            ساعت ارسال : ۰۱:۳۳

            کد دیدگاه : 1150669

            ممنون افلاطون عزیز، منم برات دعا میکنم.🙏

            پاسخ دهید
    • نویسنده : سعید

      تاریخ ارسال : دیروز

      ساعت ارسال : ۰۹:۰۷

      کد دیدگاه : 1150370

      مبارک باشه کاکا سروش. (:gamer4:)

      پاسخ دهید
      • نویسنده : سروش

        تاریخ ارسال : دیروز

        ساعت ارسال : ۱۱:۵۳

        کد دیدگاه : 1150409

        ممنون سعید جان، تصمیم نهاییه ولی هنوز راه درازی در پیشه :دی

        دومادی خودت سعید جان. 😍

        پاسخ دهید
    • نویسنده : ناشناس

      تاریخ ارسال : دیروز

      ساعت ارسال : ۰۹:۳۰

      کد دیدگاه : 1150372

      خوشبحال همه دخترایی که یه پسر تا این حد براشون جان فشانی میکنه و برای رسیدن بهشون اینقدر مصمم هستن 🙁

      پاسخ دهید
      • نویسنده : زهره

        تاریخ ارسال : دیروز

        ساعت ارسال : ۱۱:۱۷

        کد دیدگاه : 1150401

        بی زحمت اگه اون گوشه موشه ها تخته دارید بزنید بهش بعد عمری یه دونش پیدا شده چشم نخوره (:mosking:)

        پاسخ دهید
        • نویسنده : سروش

          تاریخ ارسال : امروز

          ساعت ارسال : ۰۱:۳۴

          کد دیدگاه : 1150670

          اینقدر وضعم خرابه؟ :دی

          پاسخ دهید
          • نویسنده : سروش

            تاریخ ارسال : امروز

            ساعت ارسال : ۰۱:۳۵

            کد دیدگاه : 1150671

            یعنی اینقدر ازم ناامید شدین که بزنم به تخته که از دست نره تا بدبخت بشم؟ :دی

            پاسخ دهید
      • نویسنده : سروش

        تاریخ ارسال : دیروز

        ساعت ارسال : ۱۱:۵۸

        کد دیدگاه : 1150410

        حتما لیاقت اینقدر خواسته شدن رو داره 😄

        پاسخ دهید
    • نویسنده : زهرا1

      تاریخ ارسال : دیروز

      ساعت ارسال : ۰۹:۵۲

      کد دیدگاه : 1150378

      آقا سروش یعنی الان طرفتون سیگنال فرستاده؟(:mosking:)
      حس خوبیه وقتی آدمای مهربونی مث شما رو تو سایت می بینیم. (:ok:)

      پاسخ دهید
      • نویسنده : زهره

        تاریخ ارسال : دیروز

        ساعت ارسال : ۱۱:۱۹

        کد دیدگاه : 1150403

        دیدی زهرا جونم… ایشون میگفتن نهههه مگه من بیش از اندازه دلبسته کسی یا چیزی میشم (:mosking:)

        پاسخ دهید
        • نویسنده : زهرا1

          تاریخ ارسال : دیروز

          ساعت ارسال : ۱۴:۱۲

          کد دیدگاه : 1150461

          همون (:mosking:)

          پاسخ دهید
        • نویسنده : سروش

          تاریخ ارسال : امروز

          ساعت ارسال : ۰۱:۳۵

          کد دیدگاه : 1150672

          با حالت فامیل دور: مننننننن؟؟؟!!!!

          پاسخ دهید
      • نویسنده : سروش

        تاریخ ارسال : دیروز

        ساعت ارسال : ۱۲:۰۰

        کد دیدگاه : 1150411

        به قول مخابراتیا، link is stablished، کار از سیگنال گذشته و ارتباط برقراره.

        لطف دارین شما زهرا خانم. 😊

        پاسخ دهید
        • نویسنده : زهرا1

          تاریخ ارسال : دیروز

          ساعت ارسال : ۱۴:۱۷

          کد دیدگاه : 1150465

          براتون آرزو دارم اگر خیر و مصلحت و آرامش زندگی آیندتون در این وصاله حتما بهش برسید و مطمئن باشید اگر شما هم همین رو از خدا بخواید حتما خیر براتون رقم خواهد خورد.

          پاسخ دهید
          • نویسنده : سروش

            تاریخ ارسال : امروز

            ساعت ارسال : ۰۱:۳۸

            کد دیدگاه : 1150673

            ممنون زهرا خانم،دعای قشنگی کردید، ما تلاش میکنیم، اگر با وجود تلاش زیاد، نشد، خیری توش نیست ولی بیکار هم نخواهیم نشست.

            خدا همه ما رو عاقبت به خیر کنه.

            پاسخ دهید
            • نویسنده : زهرا1

              تاریخ ارسال : امروز

              ساعت ارسال : ۱۰:۴۵

              کد دیدگاه : 1150732

              ان شاء الله

    • نویسنده : ......ً..

      تاریخ ارسال : دیروز

      ساعت ارسال : ۱۴:۱۲

      کد دیدگاه : 1150462

      چقد اون جملتون و دوست داشتم که گفتید « معیارم حرف خداست٬ هرچیزی که رسم باشه ولی حرف خدا نباشه زیر پا میذارم»٬ بسیار دلنشین بود. چه قلبهایی که بخاطره همین رسم و رسوم غلط از هم جدا شدند. یه سوال خدمتتون دارم: اگه بخاط رسیدن به شخص مورد علاقتون خانوادتون بگن بین ما و اون یکی رو انتخاب کن و اگر اون رو انتخاب کردی ما تو رو ترد میکنیم چکار میکنید؟

      پاسخ دهید
      • نویسنده : سروش

        تاریخ ارسال : امروز

        ساعت ارسال : ۰۱:۴۷

        کد دیدگاه : 1150674

        شما احیانا همون …… چند صفحه قبل نیستید که گفتید اسم دارم ولی الان با اسم خودم پیام نمیذارم؟

        -در مورد رسم و رسوم باید بگم که پشت خیلی هاش هیچ منطقی نهفته نیست، از طرفی ما خونواده ای انقلابی هستیم در این زمینه و میخوایم برگردیم به اصل موضوع… یعنی قانون خدا. حالا هر کس اینچنین بود، یار ماست و هر کس نبود هم اجباری بر داشتنش نیست.
        البته این رسم و رسوم ازدواج و فرهنگ یه نمونه جزیی هستن از تمام رسم ها و فرهنگ هایی که هیچ سنخیتی با حکم خدا ندارن. کسی که اولش نتونه شروع کنه،تو ادامه اش هم سخت میشه وارد جریانش کرد.

        در مورد دوم.
        اول اینکه لزوما دلیلی نداره خونواده مخالفتی کنن یا خونواده واقعا بخوان پایبند به رسم و رسوم و فرهنگ غلط باشن.
        ولی در صورت بروزچنین مشکلی، بحث هایی منطقی صورت خواهد گرفت که یا من قانع میشم،یا میتونم قانعشون کنم.
        چنین موردی که گفتید، در خونواده های منطقی و با عشق و علاقه اتفاق نمیفته.

        پاسخ دهید
  • نویسنده : افلاطون🎓

    تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

    ساعت ارسال : ۲۱:۳۹

    کد دیدگاه : 1150272

    بانو زهره ی عزیز
    که میفرمایید قبل از این ورژن جدید هم شوخی میکردید من جدی میشدم
    ……
    اول بگم شما مطمعنی ؟
    …..
    دوم بگم پس فکر میکنی کسی که با اسم چراغعلی نظر میذاشت کی بود ؟
    من بودم دیگه
    …….
    یه جایی رسید کامنتی گذاشتم که مدیر تایید نکرد
    به شوخی گفتم اگر تایید نکردی میرم و ادامه اما ایشون جدی گرفت ظاهرا
    اونجا بود که بعد طنز و مزاح کاملا نابود شد
    ……
    نمیخواستم بگم اما فقط گفتم بدونی چقدر دنیایی که درش هستیم عجیبه و
    در باره ی یک انسان ما نمیتونیم قضاوت کنیم
    ….
    ممنون

    پاسخ دهید
    • نویسنده : زهره

      تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

      ساعت ارسال : ۲۳:۱۸

      کد دیدگاه : 1150307

      نههههههه!!!
      شووووووووخی میکنییییییی!!!!
      چراااااااااغ علی که همیشه شوخی میکرد شما بووووووودییییی؟؟؟؟
      که همیشه میگفتم بیاید مالیاتی جوابمو نمیدادید!!!
      وای!!! شما؟؟؟ چراغعلی؟؟؟ اون روزای پراسترس فقط کامنتای شما منو میخندوند!!
      مگه چراغعلی برای بندرعباس شرکت نکرده بود؟؟؟
      من فکر میکردم شما آقا حسین هستی…
      ء…. پس کی به کی شد…. سیم ظرفشویی کی بود… حسین کی بود… افلاطون کی بود…
      چراغعلی کی بود….
      منکه هنگ کردم (:vava:)
      الان شما دقیقا کدومی (:shout:)

      پاسخ دهید
      • نویسنده : افلاطون🎓

        تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

        ساعت ارسال : ۲۳:۴۳

        کد دیدگاه : 1150321

        من فقط با این دو اسم نظر میدادم
        ……
        قراربود کوچ سلوچ بخونیم
        …….
        حالا که گفتم اون کامنت هامو هم
        دیگه اسم واقعی مو نمیگم هرگز
        قراره سی سال همکارتون باشم ناسلامتی
        ……..
        و خوشحالم که سروش توی محل شغلی م ن نیست از این بابت
        چون مطمعنم اینقدر باهوشه روز اول منو میشناخت

        پاسخ دهید
        • نویسنده : زهره

          تاریخ ارسال : دیروز

          ساعت ارسال : ۰۱:۲۵

          کد دیدگاه : 1150341

          تا اطلاع ثانوی من از شما دلخورم (:sorry:)

          پاسخ دهید
        • نویسنده : سروش

          تاریخ ارسال : دیروز

          ساعت ارسال : ۰۲:۰۷

          کد دیدگاه : 1150347

          نه افلاطون عزیز، ما نه دوست داریم از کسی آتو بگیریم، نه دوست داریم به کسی گزندی وارد کنیم، نه دوست داریم شخصیت کسی رو پایمال کنیم و نه آبروی کسی رو ببریم.
          و
          نه افلاطون عزیز، خانما اینجا خیلی ریزتر و باهوش ترن. من اگر به هر روشی پیدات میکردم، حسابی بهت عرض ادب و احترام میکردم چون واقعا شخصیت بزرگ و دوست داشتنی داری.
          ما اینجا حرف میزنیم که دلمون باز بشه، خلاف شرع یا خلاف قانونی نمیگیم که بخوایم بازخواست بشیم یا مسخره بشیم.

          تو الان در نظر بگیر من چقدر حرف میزنم، بعد اسم واقعیمم رو هم گفتم و شغل محلمون هم فقط یه نفر میخواد 😂 ولی نگران نیستم،چون حرف بدی نزدم.
          البته حرکتت قابل درکه چون اصلا به آدمها اعتمادی نیست، بخاطر همون شیطونی که همیشه وسوسه میکنه.

          پاسخ دهید
          • نویسنده : افلاطون🎓

            تاریخ ارسال : دیروز

            ساعت ارسال : ۱۲:۲۴

            کد دیدگاه : 1150417

            راستش سروش
            منظورم این نبود که کسی بخواد شوخی کنه
            بیشتر خودم هستم که دنبال این نیستم

            و الا میدونم تو و همه ی دوستان اینجا خیلی بزرگوار هستین
            م

            پاسخ دهید
      • نویسنده : زهرا1

        تاریخ ارسال : دیروز

        ساعت ارسال : ۱۰:۰۸

        کد دیدگاه : 1150381

        زهره جون مگه شما برا تهران شرکت کردی؟؟ آقای افلاطون چرا میگن همکار؟؟ (:wacko:)

        پاسخ دهید
        • نویسنده : زهرا1

          تاریخ ارسال : دیروز

          ساعت ارسال : ۱۰:۴۴

          کد دیدگاه : 1150385

          البته فک کنم منظورشون کلی بود.

          پاسخ دهید
        • نویسنده : زهره

          تاریخ ارسال : دیروز

          ساعت ارسال : ۱۱:۰۵

          کد دیدگاه : 1150393

          نه عزیزدلم…من برای آبادان شرکت کردم… منظورشون کلی هستش…

          پاسخ دهید
          • نویسنده : زهرا1

            تاریخ ارسال : دیروز

            ساعت ارسال : ۱۱:۱۲

            کد دیدگاه : 1150397

            بله. بعدش متوجه شدم. مرسی که جواب دادی. راستی خوبی زهره جون؟؟

            پاسخ دهید
            • نویسنده : زهره

              تاریخ ارسال : دیروز

              ساعت ارسال : ۱۲:۳۱

              کد دیدگاه : 1150424

              عالی عالی عزیزم… عیده خوش میگذره (:curtsey:)
              زهرا جونم شما برای کجا بودی؟

            • نویسنده : زهرا1

              تاریخ ارسال : دیروز

              ساعت ارسال : ۱۴:۲۳

              کد دیدگاه : 1150467

              خب خدا روشکر. ان شاء الله که همیشه همینطور خوب و خوش باشی زهره جون. من برا قزوین شرکت کردم عزیزم.

            • نویسنده : زهره

              تاریخ ارسال : دیروز

              ساعت ارسال : ۱۵:۴۵

              کد دیدگاه : 1150486

              خوش وقتم از آشناییت عزیزم…موفق باشی (:heart:)

            • نویسنده : زهرا1

              تاریخ ارسال : دیروز

              ساعت ارسال : ۱۷:۲۳

              کد دیدگاه : 1150512

              مرسی عزیزم. شما هم همینطور (:heart:) 🌹🌹🌹

    • نویسنده : حاجی فیروز

      تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

      ساعت ارسال : ۲۳:۲۳

      کد دیدگاه : 1150310

      آههههههان
      بالاخره اعتراف کردی
      از همون اول گاف دادی آقای افلاطون
      دو نفر که همزمان کلاس آی سی دی ال می رفتند
      دو نفر که با هم غیبشون می زنه
      دو نفر که باهم شوخی می کنند ( اون موقع که چراغعلی از جانب افلاطون سرطان پیدا کرده بود)
      اگر روانشناس ها باشن میگن شما چندشخصیتی هستی.
      ولی نیستی زیادی باهوشی.

      پاسخ دهید
      • نویسنده : افلاطون🎓

        تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

        ساعت ارسال : ۲۳:۳۷

        کد دیدگاه : 1150318

        دلایل منطقی زیادی پشت این قضیه بود
        یکیش اینکه میخواستم با حفظ رفتار واقعی ام به اسمی ذیکه استرس ها رو کم کنم
        و اگر کسی روزی منو شناخت با اسم افلاطون ، وجه مزاح و شوخ طبیعی رو ندیده باشه
        امشب یه جورایی مجبور شدم بگم دیگه

        پاسخ دهید
        • نویسنده : حاجی فیروز

          تاریخ ارسال : دیروز

          ساعت ارسال : ۰۱:۱۱

          کد دیدگاه : 1150330

          کار خوبی کردید.
          در هر حال ما شما رو با نام “افلاطون ” ؟ و ویژگی هایی که ازش دیدیم، میشناسیم نه چراغعلی!
          …..
          هنوز هم وقتی خاطره تون توی ماشین رو موقع برگشت از کلاس مجسم می کنم، با توصیف طنزی که داشتید، برام تازگی داره.

          پاسخ دهید
          • نویسنده : زهره

            تاریخ ارسال : دیروز

            ساعت ارسال : ۱۱:۰۸

            کد دیدگاه : 1150394

            وااای… اون خاطره به حدی منو خندوند که اشک از چشمای من اومد… هنوز خاطرم هست… مامانم هاج و واج اومد ببینه چی شده با صدای بلند میخندم… (:mosking:)

            پاسخ دهید
          • نویسنده : افلاطون🎓

            تاریخ ارسال : دیروز

            ساعت ارسال : ۱۷:۱۷

            کد دیدگاه : 1150509

            مرسی
            موفق باشی ان شالله

            پاسخ دهید
  • نویسنده : سروش

    تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

    ساعت ارسال : ۲۰:۳۶

    کد دیدگاه : 1150250

    دوستان رفته بودن تو بحث معرفی کتاب، گفتم منم یه کتابی رو معرفی کنم که مقداری خوندمش ولی اون کمی هم تن و بدنمو لرزونده و منو واقعا به فکر واداشته…
    یه کتاب که همه مضامین رو داره، سیاسی، اجتماعی، مذهبی، روانشناسی و … داره.

    کتابیه که آدم رو به فکر میندازه. کتابیه که راه ها رو نشونمون میده، دیگه دو دل حرکت نمی کنیم، میدونیم داریم کجا میریم…

    قرآن همون کتابه، نویسنده اش هم خداس.

    من نمیگم کامل خوندم و نمیگم هم مسلط هستم، ولی وقتی خوندمش، بعضی جاهاش منو به فکر وادار کرده و بعضی جاهاش تنمو لرزونده و …

    ای کاش تمام قوانین و فرهنگمون و رسوممون طبق همین قرآن بود، قرآن ثابت و مطلقه، نسبیتی توش نیست.

    جالب اینه که قوانین پیشرفته ترین و موفق ترین کشورها(خصوصا اروپای مرکزی) بیشترین شباهت رو به اسلام و قوانین قرآن و اسلام اصلی داره.

    ای کاش ما کسانی باشیم که بتونیم این قوانینو توی کشورمون پیاده کنیم.

    پیشنهاد من اینه که، یا خودتونو همرنگ جماعت کنید، یا برید سمت یه ثابت(قوانین الهی) و برای حرف های مردم ارزشی قائل نباشید…

    من از منبر بیام پایین :دی

    پاسخ دهید
    • نویسنده : زهره

      تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

      ساعت ارسال : ۲۰:۵۸

      کد دیدگاه : 1150262

      به جون خودم خط دومش متوجه شدم چه کتابی قراره معرفی کنید… خیلی هم عالی (:boast:)

      پاسخ دهید
      • نویسنده : سروش

        تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

        ساعت ارسال : ۲۲:۴۴

        کد دیدگاه : 1150290

        ان شاءالله باش مانوس بشیم همگی.

        پاسخ دهید
    • نویسنده : حاجی فیروز

      تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

      ساعت ارسال : ۲۱:۱۷

      کد دیدگاه : 1150266

      سلام
      بسیار عالی
      بحث کتابخوانی که شد، و علاقه ی دوستان به مسائل اجتماعی، فکر کردم خوب هست پیشنهاد خوندن سوره مبارکه هود رو به دوستانم بدم. به دلایلی منصرف شدم.
      حالا که شما بابش رو باز کردید، و ممکنه وقت کافی برای مطالعه کل قرآن نباشه
      سوره های اعراف و هود رو پیشنهاد می کنم برای مطالعه.
      ان شاءالله قلب هامون روشن به نور قرآن باشه.

      پاسخ دهید
      • نویسنده : سروش

        تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

        ساعت ارسال : ۲۲:۵۰

        کد دیدگاه : 1150293

        علیکم السلام
        ان شاءالله همینطور باشه، خیلی دوست دارم تفسیر قرآنو اینجا بذارم، میتونم سوره هود یا اعرافو، آیه به آیه با تفسیرش اینجا بذارم.
        البته نه‌ همه اش، یواش یواش. تشکر از معرفی این سوره ها.

        تفسیر المیزانو که میخونم بعضی اوقات، واقعا چشمام باز میشه.

        بذارم اینجا به نظرتون؟ 🤔

        پاسخ دهید
        • نویسنده : حاجی فیروز

          تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

          ساعت ارسال : ۲۳:۲۵

          کد دیدگاه : 1150312

          عالیه.
          خواهش می کنم.
          من می خواستم پیشنهاد بدم هر کسی یه آیه از این سوره ها رو که بیشتر روش تأثیر گذاشته بگه.

          پاسخ دهید
          • نویسنده : سروش

            تاریخ ارسال : دیروز

            ساعت ارسال : ۰۱:۰۱

            کد دیدگاه : 1150327

            من تفسیر المیزان رو دارم، آیه ای فکرتون رو مشغول کرد، بگین من تفسیرشو میذارم.

            پاسخ دهید
            • نویسنده : حاجی فیروز

              تاریخ ارسال : دیروز

              ساعت ارسال : ۱۱:۱۲

              کد دیدگاه : 1150396

              تشکر می کنم.
              نقداً آیه ی 113 سوره هود…..
              ——
              عرض تبریک بابت یافتن فرد مورد نظرتون (:angel:)
              برای سر و سامان گرفتن همه ی جوون ها دعا کنید.
              ——
              نمی دونم چرا حس می کنم قبلاً هم به این خانم خوشبخت اشاره کردید 🤔

            • نویسنده : زهره

              تاریخ ارسال : دیروز

              ساعت ارسال : ۱۲:۳۴

              کد دیدگاه : 1150430

              باز حاجی فیروز کشفیات جدید کرده (:mosking:)
              حاجی فیروز واقعا شما خانمی؟؟؟
              یه حسی بمن میگه شما آقایی… (:secret:)

            • نویسنده : حاجی فیروز

              تاریخ ارسال : دیروز

              ساعت ارسال : ۱۳:۴۸

              کد دیدگاه : 1150452

              زهره جان خب من به خاطر کشفیاتم اینجا موندم. 🙂
              باید بدونم می تونم به تشخیص خودم اعتماد کنم یا نه.
              ——
              کنجکاوی واسه دونستن جنس شرافت و ایمان توی مردان، من رو تو این صفحه نگه داشت.
              ——
              به حسِ ت شک کن عزیزم ، چون من خانوم هستم. البته نه مثل شما پرشور و شاد (:curtsey:)
              درد داشتن هم عالمی داره.

            • نویسنده : زهره

              تاریخ ارسال : دیروز

              ساعت ارسال : ۱۵:۲۹

              کد دیدگاه : 1150482

              خیلی هم عالی که بانو هستی عزیزم… ولی بدون همه مشکلاتی رو دارن…
              خیلی تیز و باهوشی… اینو جدی میگم… خیلی دوست داشتم یه شهر بودیم دوستای خوبی میشدیم… (:heart:)

        • نویسنده : افلاطون🎓

          تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

          ساعت ارسال : ۲۳:۲۶

          کد دیدگاه : 1150313

          اگر تفسیر از سوره ی مبارکه ی الزمر داری که بنظرم خوبه
          ……..
          ایه ی ۳۲ اش واقعا معنی محبت و توی اسن ایه درک میکنیم
          ………
          بدان بندگانم که به عصیان اسراف بر نفس خویش کردند بگو ……..
          ادامه شو ننوشتم که بهانه ای باشه به این کتاب شریف رجوع کنیم

          پاسخ دهید
          • نویسنده : سروش

            تاریخ ارسال : دیروز

            ساعت ارسال : ۰۱:۰۹

            کد دیدگاه : 1150329

            آیه ۳۲ مربوط به جزای اختصام در قیامت اشاره داره.

            آیه و سوره رو درست گفتی؟

            پاسخ دهید
    • نویسنده : افلاطون🎓

      تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

      ساعت ارسال : ۲۱:۳۰

      کد دیدگاه : 1150270

      زنده باد سروش عزیز
      زنده باد
      ……
      اتفاقا از اعجاز قران اینه که وقتی میخونیش هدایتت میکنه
      …..
      به قصد قربت نمیخونی اما وقتی میخونی میبینی انگار یک کشش در تو بوجود میاد
      به قصد ارامش نمیخونی اما بعد از خوندنش اروم میشی
      به قصد اینکه نماز خون بشی نمیخونی اما وقتی میخونی میبینی نماز خون شدی
      و چقدر چشمه های حکمت رو در دل انسان روشن میکنه
      …….
      به نظرم میشه گفت این کتاب سروش جان رجوع به درون خودته
      یعنی پرداختن به عمیق ترین نیازهایی که همیشه ازشون در رنج بودی
      توی کلام من نمیگنجه بخوام خوب و صحیح تعریفش کنم
      اما مطمعنم کسی از خوندنش ضرر نمیکنه
      ….
      مرسی بابت این کامنت فوق العاده

      پاسخ دهید
      • نویسنده : سروش

        تاریخ ارسال : دیروز

        ساعت ارسال : ۰۱:۱۷

        کد دیدگاه : 1150337

        عزیزی افلاطون عزیز… لطف داری

        این آیه از سوره اسراء، کاملا تایید کننده حرفهات هست:

        إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا كَبِيرًا ﴿۹﴾
        قطعا اين قرآن به [آيينى] كه خود پايدارتر است راه مى ‏نمايد و به آن مؤمنانى كه كارهاى شايسته مى كنند مژده مى‏ دهد كه پاداشى بزرگ برايشان خواهد بود (۹)

        من بچه بودم، اهل نماز و روزه و قرآن نبودم، به زور شروع کردم حقیقتش، تشویق میشدم، تا خدا رو شکر توی نوجوانی شروع کردم و پایبند شدم، ولی اگر زندگی قبل از نماز و قرآنمو با زندگی الانم مقایسه کنی، اگر نگیم °۱۸۰ ولی °۱۵۰ فرق کرده…

        دل و مغز نیازمند و جویای حقیقت حرفهاتو درک میکنه… هر کسی که باشه.

        پاسخ دهید
    • نویسنده : خراسانی

      تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

      ساعت ارسال : ۲۲:۵۵

      کد دیدگاه : 1150302

      سروش جان
      الحق و الانصاف که حق مطلب رو ادا کردی
      قرآن به نظر من نور هست
      اگر اونو با تدبر در مفاهیم بخونیم اون نور رو جذب میکنیم و در اعمال و رفتارمون نشون میدیم
      راستش رو بخوای در این یکسالی که شما رو در این سایت میشناسم با توجه به رفتار شما به نتیجه رسیده بودم که دلت به نور قرآن روشن هست
      خداوند با همه ما رو با قرآن محشور کند

      پاسخ دهید
      • نویسنده : سروش

        تاریخ ارسال : دیروز

        ساعت ارسال : ۰۱:۲۳

        کد دیدگاه : 1150339

        عه، به به خراسانی گل… کم پیدایی، کامنتات روی نقاط پربرکتت ظاهر میشه :دی

        لطف داری عزیز دل، ما خونوادتا مذهبی هستیم تا حدودی و پدرم حافظ قرآن هست و خیلی به معنی و تفسیر قرآن اهمیت میده، از بچگی به ما قرآن یاد داده و حتی جلساتی داشتیم که خونوادگی قرآن بخونیم و ترجمه اش رو بفهمیم… همینا یه جرقه بزرگ زد در زندگیمون…

        اونایی که تفاوت زندگی خودشون رو قبل و بعد از قرآن دیدن، خوب معنی نور رو میفهمن…
        ان شاءالله ما هم بتونیم بچه هامونو به سمت قرآن و پیاده سازیش توی زندگیشون سوق بدیم.

        از قضا من هم فکر مشابهی در مورد شما و جناب افلاطون داشتم.

        پاسخ دهید
    • نویسنده : فهیم

      تاریخ ارسال : دیروز

      ساعت ارسال : ۰۱:۱۲

      کد دیدگاه : 1150333

      امشب هر چه کردم بنویسم نشد هر بار چند خط نوشتم و بعد همه رو پاک کردم
      فقط میگم قرآن بهترین کتاب دنیاست عاشقانه دوستش دارم و هرشب میخونم
      خدا خیلی خوبه خیلی خیلی خوبه
      از بعضی از بنده های پر ادعای تو خالیش خیلی اذیت میشم خیلی وقتا دنیا بهم تنگ میشه ولی همه ی وجودم پر از توکله به خودش و میدونم تنهام نمیزاره

      خیلی وقتا با همین لطافت آیاتش آرامش محض رو بهم هدیه کرده و از غصه ی اذیت های بنده هاش آزادم کرده
      ممنون آقا سروش

      پاسخ دهید
      • نویسنده : زهره

        تاریخ ارسال : دیروز

        ساعت ارسال : ۱۱:۱۲

        کد دیدگاه : 1150398

        حرف دل منو زدی فهیمه جونم (:heart:)

        پاسخ دهید
        • نویسنده : فهیم

          تاریخ ارسال : دیروز

          ساعت ارسال : ۱۲:۵۰

          کد دیدگاه : 1150438

          قربون دل پاک و مهربونت زهره جونم (:heart:)

          پاسخ دهید
      • نویسنده : سروش

        تاریخ ارسال : دیروز

        ساعت ارسال : ۱۲:۰۵

        کد دیدگاه : 1150412

        تشکر از شما فهیم خانم، درک میکنم حال نوشتن و پاک کردن رو.

        قرآن آرامبخش روح آدمای مومن و مهربونه.
        خوشحالم که یار و همراه قرآن هستین.

        پاسخ دهید
        • نویسنده : فهیم

          تاریخ ارسال : دیروز

          ساعت ارسال : ۱۲:۵۱

          کد دیدگاه : 1150439

          ممنونم آقا سروش لطف دارید💐🌹💐🌹

          پاسخ دهید
  • نویسنده : افلاطون🎓

    تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

    ساعت ارسال : ۱۶:۴۹

    کد دیدگاه : 1150201

    یک جایی میرسد میفهمی
    لحظه ی تحویل سال اتفاق خاصی نمی افتد
    قبل از سال و بعد از سالت تفاوتی ندارد
    صبح فروردینت با غرروب اسفند فقط چند ساعت فاصله دارد
    مثل همه ی روزهای عادی
    هر وقت به این حس رسیدی میتوانی به این. همه قیل و قال لبخند بزنی و
    با انکه هیچ کدام را قبول نداری تمام انچه رسم است را
    به خاطر دلشاد شدن پدر و مادرت به جا بیاوری
    با انکه هیچ لذتی نمیبری
    اینجاست میتوانی بفهمی کمی عاقل تر از گذشته ای
    …………..
    سلامتی کسایی که فقط تحمل میکنن. که این ایام بگذره
    جان عزیزت قسم میدم زیر این کامنت حداقل نصیحت نکن
    اگر احساس مشابهی داری ممنونم بنویسی
    اما واقعا حوصله ی بحث و ندارم اگر میخوای انتقاد کنی مخصوصا چیزی ننویس
    ممنون

    پاسخ دهید
    • نویسنده : سروش

      تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

      ساعت ارسال : ۱۷:۱۶

      کد دیدگاه : 1150211

      بابا پنجعلی: افلاطون ناراحتهههه…

      تقریبا میشه گفت تمام رویدادهای تقویم همینطور هستن… بهانه داریم ما، فرصت داریم ما… تا شاد باشیم.

      بعضیا موقعیتشو ندارن، برای همینه لذت نمیبرن.

      ولی ممنون :دی

      ایشاا… سال دیگه وقتی چند ماه بکوب کار کردی، ارزش این تعطیلات، توی بهترین هوا، کنار بستگان رو میدونی.

      پاسخ دهید
      • نویسنده : افلاطون🎓

        تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

        ساعت ارسال : ۱۸:۴۶

        کد دیدگاه : 1150228

        میدونی
        جهان بینی ما نوع زندگی ما رو مشخص میکنه
        مثلا من یه جور دنیا رو میبینم کسی دیگه جور دیگه
        ………
        نوع نگاه ما به دنیا باعث میشه زندگی رو شاد یا غمگین. و … ببینیم
        حالا در این بین
        وضع مالی ، خستگی جسمی و روحی و اطرافیان و محیط و رسم و‌ رسوم و قوانین و حتی شخصیت درونی خودمون در ایجاد حال و روز ما و رفتار ما نقش داند
        ………
        با این جمله ت که بعضیا موقعیت شو ندارن لذت ببرن خیلی موافقم
        طوری کهع در بارش میتونم یک کتاب بنویسم
        ……

        پاسخ دهید
        • نویسنده : سروش

          تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

          ساعت ارسال : ۱۹:۰۳

          کد دیدگاه : 1150234

          خوب دیگه، ببین افلاطون عزیز، من دقیقا درکت میکنم چی میگی. به فرض کسی که دم عیدی براش مشکل جدی پیش میاد، چطور میتونه خودشو به شادی بزنه؟ کسی که هدفش از زندگی رو گم کرده یا هنوز پیدا نکرده، چطور باید لبخند بزنه؟

          تو حالت مشابهت بودم، ان شاءالله آخر این وضعیت، دیدت عوض بشه.

          اتفاقا خودم هم توی موقعیت مشابهی هستم که برای انجام یه سری کارها که خلاف شرع نیستن، فرهنگ و رسم و رسوم جلوم رو گرفتن… ولی تصمیم گرفتم که درستش کنم، خیلی کار میبره و میدونم که خیلی اذیت میشم. بجای اینکه امیدمو از دست بدم، انرژی مضاعف گرفتم که میتونم جلوی افکار غلط بایستم… شاید بشه گفت تمام روز به فکر هدفم هستم و شاید نصف روز به این فکر میکنم که چطور باید بهش برسم.

          افلاطون عزیز، دیدن ناراحتی آدمای باشعور و آدمای معصوم خیلی ناراحت کننده اس، امیدوارم حالت بهتر بشه. 😘

          پاسخ دهید
          • نویسنده : افلاطون🎓

            تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

            ساعت ارسال : ۲۱:۳۳

            کد دیدگاه : 1150271

            قربونت برم
            ناراحتی که نه ولی ارامش و صبر و. ثباتی به دور از هیجان
            دیگه تبدیل به جزی از وجود من شده
            ….
            مرسی

            پاسخ دهید
            • نویسنده : سروش

              تاریخ ارسال : دیروز

              ساعت ارسال : ۰۲:۱۱

              کد دیدگاه : 1150350

              خیلی خوبه افلاطون عزیز.
              زندگی هیجان میخواد، استرس نمیخواد.

        • نویسنده : حاجی فیروز

          تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

          ساعت ارسال : ۲۱:۴۷

          کد دیدگاه : 1150274

          سلام
          حتماً بابت کم اعتنایی به رسم و رسوم و قوانین به قاعده طعنه شنیدید که حال سوال و حوصله ی قیل و قال ندارید.
          با وجود دردی که توی این حالات هست و جان آدم رو می کلاشه، گاهی از بودنش خوشحال میشم.

          پاسخ دهید
          • نویسنده : افلاطون🎓

            تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

            ساعت ارسال : ۲۳:۲۲

            کد دیدگاه : 1150309

            خیلی جالب بود .
            چندین بار خوندم تا بتونم مغز کلام و بگیرم

            پاسخ دهید
    • نویسنده : زهرا1

      تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

      ساعت ارسال : ۱۷:۴۱

      کد دیدگاه : 1150220

      نمیدونم باید بخندم یا گریه کنم. منم خیلی وقتا مث شمام البته نه فقط برا عید برا همه چی. (:cry:)

      پاسخ دهید
      • نویسنده : افلاطون🎓

        تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

        ساعت ارسال : ۱۸:۴۷

        کد دیدگاه : 1150229

        میدونم چی میگی
        خوشحال باش که تنها نیستی

        پاسخ دهید
        • نویسنده : زهرا1

          تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

          ساعت ارسال : ۱۹:۱۸

          کد دیدگاه : 1150238

          نه باور کنید خیلی ناراحت شدم….

          پاسخ دهید
    • نویسنده : زهره

      تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

      ساعت ارسال : ۱۷:۴۲

      کد دیدگاه : 1150221

      افلاطون… عزیزم من توی جایگاهی نیستم که نصیحت کنم… اصلا هم خوشم از این نمیاد برم توو فاز نصیحت… اگه قرار به نصیحت باشه تا پایان سال 96 باید خودمو نصیحت کنن… فقط شرمنده نمیتونم ببینم ناراحتی ساکت بمونم… چون دوست ندارم ناراحت باشی… ببین من فکر میکنم خیلی خودتو محدود میکنی… حتی اصلا اینجا با کسی صحبت نمیکنی با اینکه هیچ اطلاعات اصلی از خودت ندادی… خب راحت باش… با بقیه گرم بگیر… دوست شو… شوخی کن… بخند… اذیت کن… دعوا کن… سربه سر بزار… چه اینجا چه خارج از اینجا… بعد میبینی خیلی خوش میگذره… یکی شما میگی ده تا بقیه میگن… میخندی… دنیا به روت میخنده…
      یه جمله هست که دقیق نمیدونم چی میگه, ولی فکر کنم میگه دوست اشک اولو پاک میکنه اشک دوم رو تبدیل به لبخند میکنه… الان تا نرفتم توو فاز خل و چلی واسه خندوندنت خودت بخند… (:acute:)
      بااااوووووشه؟؟؟؟

      پاسخ دهید
      • نویسنده : افلاطون🎓

        تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

        ساعت ارسال : ۱۸:۴۷

        کد دیدگاه : 1150230

        میدونم چی میگی
        خوشحال باش که تنها نیستی

        پاسخ دهید
        • نویسنده : زهره

          تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

          ساعت ارسال : ۲۱:۱۷

          کد دیدگاه : 1150264

          تا که تنهایی رو چی تعریف کنید…
          من 5 سالم بود پدرم توی جوونی از دنیا رفتن,مادرم تا سال ها توی ناباوری بود… اول دبیرستان بودم خواهرم ازدواج کرد و داداشم دانشگاه قبول شد و رفتن,بعدشم که مقاطع بالاتر و کار و ازدواج… اما خیلی از نبودن هارو با چیزای دیگه پر کردم…
          درس,کار,باشگاه,کلاسای مختلف,مطالعه… داشتن دوست هم که خیلی راحتره… با معیارای خودمون آدمایی رو انتخاب میکنیم و هر موقع حس کردیم با ما جور درنمیان کات میکنیم.من از 14 سالگی اینجوری خودمو سرگرم میکنم و به جرات میگم هیچ وقت احساس تنهایی نکردم.
          برای خوشحال بودن هیچ وقت دنبال اتفاقات عجیب نبودم. با ساده ترین چیزا خوشحالی میکنم. هرچی سخت بگیریم سخت میگذره.
          نبینم دیگه ناراحت باشیااا فامیل دور (:pardon:)
          یادمه یه شب دل منم گرفته بود تنها شما اومدی گفتی تا هرموقع مدیر کامنتارو تایید کنه من هستم…
          یه روز حال من خوب نیست شما یا هردوستی حال و هوامون رو عوض میکنید یه روزم برعکس میشه…
          الان خوبی؟ بهتری؟
          یه چیزی بگم بمن نمیخندی؟ (:mosking:)

          پاسخ دهید
          • نویسنده : افلاطون🎓

            تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

            ساعت ارسال : ۲۱:۵۴

            کد دیدگاه : 1150277

            خدا رحمت کنه پدرتون رو

            بله حتما بگو

            پاسخ دهید
            • نویسنده : زهره

              تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

              ساعت ارسال : ۲۳:۳۳

              کد دیدگاه : 1150316

              تشکر…
              نه دیگه نمیگم (:vava:)

      • نویسنده : افلاطون🎓

        تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

        ساعت ارسال : ۱۸:۵۰

        کد دیدگاه : 1150231

        یه وقت هایی عقل و منطق بهت میگه عاقلی رو ول کن بزن به سیم اخر
        …..
        البته من هنوز به اونجا نرسیدم
        …..
        راستی بانو درباره من اشتباه نوشتی
        من اصلا محدود نیستم ، اینجا مشکل مرورگر دارم برای نظر نوشتن
        …..
        ممنون از ابراز محبتت

        پاسخ دهید
        • نویسنده : زهره

          تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

          ساعت ارسال : ۲۱:۲۲

          کد دیدگاه : 1150268

          قبل از ورژن جدید سایت هم شوخی میکردیم جدی میشدین (:pardon:)
          خواهش میکنم مگه ما اینجا چندتا افلاطون 4 حرفیه مقلب به سیم ظرفشویی داریم (:boast:)

          پاسخ دهید
          • نویسنده : زهره

            تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

            ساعت ارسال : ۲۲:۲۲

            کد دیدگاه : 1150284

            سووووتی تایپی رو (:shock:)
            مقلب (:secret:)

            پاسخ دهید
    • نویسنده : ϞϟϞϟ

      تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

      ساعت ارسال : ۲۰:۴۹

      کد دیدگاه : 1150259

      تو‌ هم که به اگزیستانسیال رسیدی عزیزم 😁
      فقط میتونم بگم باهات همدرد نیستم، چون ترجیح دادم باشوق زندگی کنم.. عید هیچی برام نداشته باشه، حداقلش دلم رو به دل های خیلی ها نزدیک کرده و باعث شده باامید زندگی کنم و برای لحظات زندگیم شوق و ذوق داشته باشم..
      خواستم یچی بگم ممکن بود کمکت کنه ولی از اونجایی که گفتی نصیحت نکنم، منم ترجیح میدم حرفی نزنم که منجر به برداشت نصیحت گرایانه بشه..
      در هر صورت امیدوارم حالت بهتر بشه

      پاسخ دهید
      • نویسنده : افلاطون🎓

        تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

        ساعت ارسال : ۲۳:۲۰

        کد دیدگاه : 1150308

        قربونت
        حالم خوبه البته
        …….
        ان شالله که مزد زحمت هایی که واسه خودت و دوستان دیگر رو میکشی و از‌ خدا بگیری

        پاسخ دهید
      • نویسنده : حاجی فیروز

        تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

        ساعت ارسال : ۲۳:۳۷

        کد دیدگاه : 1150319

        (:punish:)

        پاسخ دهید
  • نویسنده : تمنا

    تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

    ساعت ارسال : ۱۶:۴۴

    کد دیدگاه : 1150199

    میگن سالی که با بارون تموم بشه با عشق شروع میشه
    خیلی حس خوبی به من داد این جمله،
    امیدوارم سال جدید برای همتون پراز عشق و آرامش و شادی باشه و غم تو دلای مهربونتون خونه نکنه، امیدوارم دست به خاکستر بزنید طلا بشه و زندگیتون پر از برکت باشه،
    وجود نازنینتون سلامت باشه،
    به همه ی آرزوهای قشنگتون برسید و صدای خنده های از ته دلتون گوش فلک رو کر کنه🌹
    سال نو مبارک🌺🌺🌺🌺

    پاسخ دهید
    • نویسنده : سروش

      تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

      ساعت ارسال : ۱۷:۱۷

      کد دیدگاه : 1150213

      سال نوی شما هم مبارک تمنا خانم…
      با بارون تموم شد، با بارون هم شروع شد :دی

      شما هم شاد و سلامت باشید ان شاءالله.

      پاسخ دهید
  • نویسنده : زهره

    تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

    ساعت ارسال : ۰۶:۴۱

    کد دیدگاه : 1150061

    بشماااااااااار ” 10 ” (:heart:)

    نزنید…از همین الان میگم چه خبره (:mosking:)

    10 فروردین سالروز تاسیس ” ایران استخدام ” هستش… 5 ساله شدن سایتمون مباااارکه (:heart:)

    💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓

    عجب سروی عجب ماهی عجب یاقوت و مرجانی
    عجب جسمی عجب عقلی عجب عشقی عجب جانی
    عجب لطف بهاری تو عجب میر شکاری تو
    در آن غمزه چه داری تو به زیر لب چه می خوانی
    عجب حلوای قندی تو امیر بی گزندی تو
    عجب ماه بلندی تو که گردون رو بگردانی
    تویی کامل منم ناقص تویی خالص منم مخلص
    تویی صور و منم راقص من اصفل تو معلایی
    عجب حلوای قندی تو امیر بی گزندی تو
    عجب ماه بلندی تو که گردون رو بگردانی
    ♫♫♫
    به هر چیزی که آسیبی کنی آن چیز جان گیرد
    چنان گردد که از عشقش بخیزد صد پریشانی
    مروه دل و جان را دل تنگ پریشان را
    گلستان ساز زندان را بر این ارواح زندانی
    عجب حلوای قندی تو امیر بی گزندی تو
    عجب ماه بلندی تو که گردون رو بگردانی
    عجب حلوای قندی تو امیر بی گزندی تو
    عجب ماه بلندی تو که گردون رو بگردانی

    💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓

    پاسخ دهید
    • نویسنده : سروش

      تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

      ساعت ارسال : ۱۱:۴۱

      کد دیدگاه : 1150106

      سلام
      واقعا تاسیس سایت در ۱۰ فروردین بوده؟ بیوگرافی سایت رو خوب بلدین…

      سالگرد تاسیس ایران استخدام ۱۰ روز دیگه مبارک :دی

      امیر بی گزند منظور آقای امیری بود؟ :دی

      پاسخ دهید
      • نویسنده : زهره

        تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

        ساعت ارسال : ۱۳:۲۲

        کد دیدگاه : 1150137

        و خداوندگار دو چشم آفرید برای دیدن… (:boast:)
        توی سایت نوشته… فقط کافیه گوشه موشه هاشو با دقت نگاه کنیم تا مطلبی از دست نره (:blush:)
        وای شما رو هم این تیکه متوجه آقای امیری کرد؟ اتفاقا منم به یاد آقای امیری افتادم (:mosking:)
        قرعه ی شمارش عدد ” 9 ” به اسم شما افتاده آقا سروش… ساعت 12 به بعد یه بشمار 9 بگید و پایینش هم یه متن لطفا… سلیقه انتخاب متنتون هم ببینیم (:pardon:)

        هر روز رو یه کدوم از بچه ها بشماره…

        پاسخ دهید
        • نویسنده : سروش

          تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

          ساعت ارسال : ۱۵:۵۶

          کد دیدگاه : 1150188

          یه حس ندامت داشتم از کامنت دادن :دی

          باشه، بعد از ۱۲ اگر بیدار بودم، میفرستم…

          پاسخ دهید
          • نویسنده : افلاطون🎓

            تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

            ساعت ارسال : ۱۶:۳۹

            کد دیدگاه : 1150198

            پس فکر کردی من چرا ساکتم
            بخاطر همین حس
            لعنت به این شرایطم

            پاسخ دهید
            • نویسنده : سروش

              تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

              ساعت ارسال : ۱۷:۱۹

              کد دیدگاه : 1150214

              افلاطون جان چرا اینقدر دپرس؟
              چرا اینقدر نگران؟

              دایورت کن داداش 😂

              گرچه الان به خودی خودش شرایط سختیه، ولی بزودی وارد شرایط سخت تری میشیم…

              روحتو قوی کن، دنیا در مقابل ظرفیت روح و ذهن خیلی کوچیکه…

    • نویسنده : فهیم

      تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

      ساعت ارسال : ۱۳:۳۴

      کد دیدگاه : 1150143

      سلام
      زهره جون حواسش به همه چیز هست (:ok:)
      سالگرد تاسیس سایت ایران استخدام پیشاپیش مبارک (:heart:)

      پاسخ دهید
      • نویسنده : زهره

        تاریخ ارسال : سه شنبه ۰۱ فروردین ۹۶

        ساعت ارسال : ۱۴:۵۲

        کد دیدگاه : 1150162

        همچین کاربر خفنی هستم بنده (:blush:)

        بشمار 8 + یه متن زیبا هم سهیمه فهیمه جون (:heart:)

        پاسخ دهید

لطفا کمی صبر کنید...

لطفا کمی صبر کنید...

لطفا کمی صبر کنید...

لطفا کمی صبر کنید...

لطفا کمی صبر کنید...