اطلاعات بیشتر

اشعار استخدامی کاربران ایران استخدام

در این صفحه گلچینی از اشعار سروده شده توسط کاربران سایت ایران استخدام در صفحات استخدامی مختلف گلچین و به مرور اضافه خواهد شد.
اکثر این اشعار در به صورت مبتدی و صرفاً جنبه ی طنز استخدامی داشته و امیدواریم مطالعه ی محتوای این صفحه لبخندی بر لبان شما همراهان گرامی ایران استخدام بنشاند.


شماره 1: صفحه استخدامی بانک کشاورزی: (در انتظار اعلام نتایج اولیه-سال 92)

نویسنده : … ارسال : On شهریور 16, 1392

قصه های هزارو یک شب:
روزی مریدان به در خانه ی شیخ تجمع کرده و گفتند:
مرادا حکمت چیست که بانکی آزمونی برگزار کنندی ولی نتایج آن را مخفی نگاه دارندی؟؟؟
شیخ اندکی تعامل کردندی و هفت روز و هفت شب چیزی نخوردندی و سخن نگفتندی و چون پاسخی نیافتندی به ناچار تلیفون برداشتندی و با مرکز آزمون بانک تماسی حاصل فرمودندی و چرای این تاخیر را جویا شدندی که پاسخ چونین شنیدندی: دیرو زود دارندی ولی سوخت وسوز ندارندندی. مراد گوشی بگذاشتندی و اشک در چشمان حلقه زدندی و چون مریدان جویای احوال شدندی پاسخ دادندی که: بانک کشاورزی بانک همه ی مردم ایران
مریدان تا این شنیدندی جامه از تن دریدندی و نعره کشان هر کدام به سمت شعبه ای جهت افتتاح حسابی شتافتندی.

 شماره 2: صفحه استخدامی مس سونگون: (در انتظار اعلام نتایج بعد از مصاحبه-سال 93)

نویسنده : گیر بکس ارسال : ۹۳/۰۸/۳۰ ساعت ارسال : ۲۱:۵۱ کد دیدگاه : 193687

یاد باد انکه زما بعد مصاحبه یاد نکرد
به جوابی دل غمدیده شاد نکرد
اگر ان مسول ورزقانی بدست ارد دل ما را
به کوه معدنش بخشم تمامه روح و اجزا را
نه چون سیامک که میبخشد یه من کشکو دو غا را

شماره 3: صفحه استخدامی تأمین اجتماعی:

نویسنده: saeed ارسال : ۹۳/۰۵/۱۵ ساعت ارسال : ۱۲:۴۹ کد دیدگاه : 118614

هرشب این دل ناله ها سر میدهد

عقده های کهنه را پر میــــــــدهد

شمع وپروانه زمن گریـــــــان شوند

اشک وغم درسینه ام پنهان شوند

آسمان دیگر ندارد تاب من
ازغم نالیدن بی خواب من

کینه ها دارم ازاین عالم بسی

در دلم اندوه وبغض بی کسی

شکوه ها خوانم همی باسوز وغم

آسمان بر حــــــــــال من بارد زنم

شعر خودم تقدیم به همه دوستان عزیز

شماره 4: صفحه استخدامی بانک ملت: (روند انجام مصاحبه و گزینش-سال 93)

نویسنده: شاعر ارسال : ۹۳/۰۹/۰۲ ساعت ارسال : ۱۸:۰۶ کد دیدگاه : 195695

دوستان سلام
یه شعر فی البداهه براتون سرودم البته وزن و قافیه وردیف درستی نداره ولی امیدوارم بعد از خوندنش یه لبخند رو لباتون بشینه.
صبر ایوب نداریم عمر نوحم که نه—-! سالها بگذرد و پاسخ نامه نیاید چه کنیم؟ّ
گفت این هفته دگر قطعا مشخص میشود —-کوشکی جان با هفته های آذرو دی و بهمن چه کنیم؟
گفتند یک و نیم برابر قبول خواهیم کرد—- حال که گشته سه و نیم الی چهار برابر چه کنیم؟
گویند که استان ما سی نفر نیرو خواسته ولی—- حالا که فقط ده نفر رفتند پزشکی چه کنیم؟
شهر ما چهار نفر بودیمو یکی رفت پزشک—- ملتیها بگویید که منو این دو دوست چه کنیم؟
دو نفر تخصصی رد شدندو منم گزینش دادم—- موسوی جان بحث بومی سازی ملت را چه کنیم؟
نمره هایم بالا و به شدت نیازمند اینکار—- ای خدا گر تو نخواهی بگو ما چه کنیم؟
این همه مرحله رو گذراندیم به خیر—- گر که ما را نکنند جذب خدایا چه کنیم؟
گویند رئیس جمهور شدن آسانتر بود از کارمند شدن —-حال که رئیسان جمهور به این خوبی داریم چه کنیم؟
بانک ملت در ادوار گذشته نبود اینقدر خسیس—- گر که با حذف شدن تغییر را احساس نکنیم چه کنیم؟
آرزوی همه ما کار در این بانک باشد —-تو که میگی به رویاهات فکر کن بگو ما چه کنیم؟
این همه سعی و تلاش کردیم تا به تو برسیم—- گر تو آنچه که ما می پنداریم نباشی چه کنیم؟
سالهای متمادی درس خواندیمو مدرک بگرفتیم—- الان که نداریم یه پارتی(بازم)خدایا چه کنیم؟
جام در ایران جاریست و جان ما برلب—- حال که تو بگرفتی چندین جان از ما چه کنیم؟
گویند که کار کردن در تو بعد از کار در معدن دوم است—- ما که جان سختیمو خواهان تو باید چه کنیم؟
گفتید که نرخ جذب هفتاد به سی است—- اکنون که شده پنجاه به پنجاه چه کنیم؟
ازبس که گرفتند ادارات نیروی مونث زیاد— مسئولین محترم ما آقایون با گرانی گاو و گوسفند و ازهمه مهمتر خرجی زندگی چه کنیم؟
ای داد از این بحث تساوی حقوق زن و مرد —-بهتر!خانمها خرجی بیارید ما هم غیر خانه داری بگویید چه کنیم؟
دوستان اهل دلند و همه عاشق شمال—–حال که دوره آموزشی در تهران است چه کنیم؟
تو که بر طبق آمار نود و دو بهترین بانک کشوری—- با اینهمه مشتری و پول زیاد و کارمند کم چه کنیم؟
آدمین جان در آینده کار آفرین نمونه خواهی شد—- با ندا البرز و سارا غرب و سالار و… و اوستا چه کنیم؟
ما را جذب کن و رها کن از این رنج بی حساب—- با قلب پاره پاره و سینه کبابها چه کنیم؟
خواهشا ما را بکن نیروی خود بانک عزیز—- چون دگر نمیدانیم از حرفهای آدمها چه کنیم؟
کوشکی و موسوی و ساروخانی عزیز—- دانید اگر خواهید دعای خیر ما را چه کنید؟
هر کسی را که گزینش دادست —- جذب کنیدو پرونده استخدامی را مختومه اعلام کنید.

شماره 5: صفحه استخدامی بانک کشاورزی: (روند انجام مصاحبه و گزینش-سال 93)

نویسنده: شاعر سوخته بال ارسال : ۹۳/۰۶/۱۲ ساعت ارسال : ۱۳:۱۱ کد دیدگاه : 137137

از اینکه دوستان بنده رو مورد تفقد قراردادن و الطافشونو نثارم کردن تشکر میکنم
از مدیر سایت گرام نیز هم
دوستان من قبلاطنزپرداز یک نشریه بودم والان بخاطر کار در بانک که میدونم با روحیاتم سازگاری نداره استعفا دادم البته به اصرار نامزدم(بهتره بگم تهدید)
در کل شعری در قالبی دیگر سرودم که اگر دوستان لطف کنن نظراتشونو بگن ممنون میشم
هدفمم خارج کردن دوستان از این جو تکراری ۴۷۴روزه هست

ای بانک که گویندتAgri
ای دلبر شوخ وشنگ توجهی کن قدری

ای آرم تو خوشه زرین گندم
تاریخ معاینات حکیم را توخود بگو…چندوم؟؟؟!!

ای بانکٍ “همه مردم ایران”
کی قسمت بشود که ما از تو خوریم نان؟

باور بکنی من هستم بیکار
افتاده ز چشم نامزد و در همه جا خار

از او که پنهان نیست از تو چه پنهان
شپش ها ته جیب مرا کنند FUNN

از در امدم از پنجره برونم کردی
خرد و خمیر و درب وداغونم کردی

خبرها زیاد بشنیده ام از تو
بس است دیگر …بازم ایا حرکت از نو؟(دوستانی که سربازی رفتن میفهمن)

حالا تو بیا و مارا شاد گردان
از جهل مرکب تو مرا ازاد گردان

میدانم که نمیدانم که ندانم
اخر چه کنم دنبال یک لقمه نانم

کردم بتو التماس قدری
ای بانک شکیل توجهی کن ای Agri

آرش(اسم خودم)دگر تاب ندارد
چشم ترش باز و دگر خواب ندارد

ما گذشتیم و گذشت انچه تو با ما کردی
حیران و ملول و درب وداغونم کردی..خیلی مردی…

شماره 6: صفحه استخدامی بانک کشاورزی: (روند انجام مصاحبه و گزینش-سال 93)

نویسنده: شاعر سوخته بال ارسال : ۹۳/۰۶/۱۲ ساعت ارسال : ۱۰:۰۲ کد دیدگاه : 136979

چند بیتی شعر سرودم دروصف حالو روز خودم و بانک کشاورزی:

تو ای بانک کشاورزی مرا اواره کردی
اسیر سایت ایران استخداموماهواره کردی
زبس ما را دواندی از پی خویش
تمام تاندون پاهایمان را پاره کردی
گذشت از اشنایی ۴۷۴روز
مرا هی پس زدی و دعوت دوباره کردی
اگرانروز میکردم تجدید فراش
حالا با بچه ام یک قل دو قل وفوتبال کردی
نگارا خلف قول و خلف وعده
توکردی وتوکردی و تو کردی

 شماره 7: صفحه استخدامی پتروشیمی ایلام: (در انتظار اعلام نتایج اولیه استخدامی-سال 93)

نویسنده: وحشي بافقي ارسال : ۹۳/۰۵/۰۴ ساعت ارسال : ۱۴:۰۰ کد دیدگاه : 111262

ای پتروشیمی ایلام که بویی ز استخدامی نیست تو را خبر از آزمون و مصاحبه شغلی نیست تو را
ما اسیر بیکاری و اصلا غم ما نیست تو را با اسیر بدبختی خود رحم چرا نیست تو را
مدتی هست که بیکارمو تدبیری نیست شپش در گیفانم هشت روپایی زند و تدبیری نیست
بد حالمو دفترچه سلامت ندارم تدبیری نیست دیگر کس به فکر هیچکس نیست تدبیری نیست
شرح درماندگی خود به که تقریر کنیم عاجزیم چاره ما چیست چه تدبیر کنیم
پتروشیمی،، خوش کن خاطر ایلامیان با یه استخدامی سهل است

 شماره 8: صفحه استخدامی بانک سپه: (روند انجام مصاحبه و گزینش-سال 93)

نویسنده: saeed ارسال : ۹۳/۰۵/۱۸ ساعت ارسال : ۱۸:۰۱ کد دیدگاه : 120892

عمریست که ما منتظر کار هستیم

چشم امید به درگاه خداوندبستیم

همه شب تا به سحر غرق دعا

تا کنی یک نظـــــــــری بر دل ما

کینه ها دارم ازاین عالم بسی

در دلم اندوه وبغض بی کسی

واسه ما هم دعا کنید ثواب داره واستون شعر گفتم. مرسی

شماره 9: صفحه استخدامی بانک کشاورزی: (در انتظار اعلام نتایج اولیه-سال 92)

نویسنده: … ارسال :  8 اسفند 92

تو بگو مجوز استخدام بیاد تحویل دادن مدارکت با مــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــن!
تو بگو مجوز استخدام بیاد تشکیل پرونــــده ات با مــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــن
تو بگو مجوز استخدام بیاد تهیه ی بلیط رفتـــت با مــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــن
تو بگو مجوز استخدام بیاد رزرو ویلای شمالــت با مــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــن
تو بگو مجوز استخدام بیاد گشت و گـــــــــذارت با مــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــن
تو بگو مجوز استخدام بیاد خریـد بلیط برگشتت با مــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــن
تو فقط بگو مجوز استخدام بیاد همه چیـــــــزت با مــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــن

شماره 10: صفحه حاشیه استخدامی:

نویسنده: saeed ارسال :  5 آذر 93

به نام خدایی که جـــــــــــــــــــــــان آفرید
زبانی دراز دردهــــــــــــــــــــــــــــان آفرید

یه شب که من حسابی دلگیربودم
بامشکلات بدجــــوری درگیربودم

حال خــــــــــوشی نداشتم ازروزگار
گلایه هـــــــــــــــم میکردم ازکردگار

هوای دل ابـــــــــــــری بودوبارانی
بامشکلات گشته بـــــودم روانی

فکروخیــــــــــــالم شده بودبیکاری
دربه دروبی پــــــــــــــولی ونداری

درد دل وغصه هــــــــا بی شماری
مهمترین مشکل مــــــــــن بیکاری

هرکاری کردم دلــــــــــــم آرام نشد
هیچ همدمی محرم کارام نشد

تااینکه با حــــــــــــاشیه آشنا شدم
چو قطره ای به جمع دریا شدم

توحـــــــــــاشیه غصه ها پرکشیدن
به قلب ماخوشی ها سرکشیدن

غصـــــــــه ودرد تومحفل ما نبود
توی دلـــــــــــــم برای غم جا نبود

محفل ما پراز مهر ووفــــــــا بود
بدون ما حاشیه بی صفــــا بود

بچه هایی خدایی پاک سرشته
هـــــــرکسی مشکلی داره نوشته

خزان فصل بـــــــــــرگ ریزپاییزی
همراه شدم با دوستان عزیزی

سارمین.نسیم.ویولت وسنبله
مهربون وخاله جونم چون گله

حسین.امیر با مهدی وهلن بــــــــود
سینا خانوم شهرزاد جون والن بود

ترنم وسارینا بـــــــــــــــــــــــــود کنارم
بابچه ها تانصف شب بیــــــــدارم

رفیقی از خطـــــــــــــــــه نقش جهان
به پاکـــــــــــــــــی هلال رنگین کمان

دیگری از دیار شعروعــــــــــــــرفان
شهر ادب دروازه های قــــــــــرآن

یکی دیگه آمــــــــــــــــــده از دیاری
مثل صبــــــــــــــــا.نسیم بختیاری

گرمی شبهــــای قشنگ پاییز
ساریناوشهرزادخانوم زتبریز

برادری آمـــــــــــده از راه دور
زشهری که گنبدآن غرق نور

ویولت از دیـــــــــــــار آن حماسه
نشسته درکنار شــــــط رو ماسه

الهی ای خدای خوب عالـــــــم
منتظرم نگاه کنی به حالـــــــم

منتظریم که باز کنی یک دری
دست محبت بـــــــــــزنی برسری

شوروشعف بردلـــــــــــم آغاز کن
بخت گره خورده مـــــــــــــابازکن

توشعر مــــــن فقط سعید نبوده
مشکوک شده:اینم بعید نبوده

شماره 10: صفحه استخدامی وزارت نیرو:

نویسنده: امید به خدا ارسال : ۹۳/۱۲/۰۹
در سر اغاز سخن بدعت کنیم ” چند بیت از مولوی سرقت کنیم”
از خدا جوییم توفیق ادب ” بی ادب محروم ماند از لطف رب”
بی ادب تنها نه خود را داشت بد” بلکه آتش بر همه آفاق زد”
بی ادب جمله وعده هایش ناصواب” می کند قلب کارجویان را کباب”
بی ادب یعنی بی مسولیتی ” اطلاعیه های قرمز یا صورتی”
بی ادب یعنی تو در ناز و نعم ” سر پست کلیدی هستم و دارم چه غم”
بی ادب یعنی ما جوان ها منتظر” تو بهر یک پاسخ به ما هی قر و فر”
بی ادب یعنی هزاران دغدغه ” ازدواج و مسکن و قرض و قوله”
بی ادب یعنی درد افسردگی اعتیاد و زکام و سرما خوردگی”
بی ادب یعنی خانواده چشم انتظار ” کی شود این بچه راهی سمت کار”
بی ادب یعنی سو استفاده ز ما ” از نجابت ، سادگی ، صلح و صفا”
بی ادب یعنی نیرو ،آب وفاضلاب” یا هرانکس که میکند حالم خراب”
بی ادب یعنی توجه کن خدا ” خسته ایم از بیکاری و زهد ریا”

شماره 11: صفحه استخدامی معترضین به اضافه شدن قانون بومی شهرستان تأمین اجتماعی:  (سال 93)

نویسنده: morteza ارسال : ۹۳/۱۲/۱۴

بسی رنج بردم در این چند ماه
برفتم به دیووان و به دادگاه
شده حل کنون مشکل حاد ما
زپیگیرییای علی و صفا و سما(سیما)

شماره 12: صفحه استخدامی معترضین به اضافه شدن قانون بومی شهرستان تأمین اجتماعی:  (سال 93)

نویسنده: yas ارسال : ۹۳/۱۲/۱۵

چو شد صبحو ، شدم بیدار از خواب
………………………………. پس از لختی پریدم پشت لپ تاب
زکنجکاوی شدم جویای احوال
. ……………………………..بگفتی کی ؟ تمام اهل این حال
دلم تنگ ســــــــــلامی بود امروز
……………………………….. چو مشتاق کـــــــــلامی بود امروز
به ناگه دیدم ان گوشه جوانی
………………………………… نوشه چند مصرع مهربانی
که ای مرتضی جان ، سلامم به تو
……………………………….. به روی گلت ، به اهنگ تو
کنون دیدم ان کامنت تو
……………………………….. چه زیباست ، ان چار بند تو
تو کردی کنون ذوق من وسوسه
……………………………….. که گوید به من ، این سکوتم بسه
زطبعت شده شاد ، این روی من
………………………………… زشعرت شده ناب ، این خوی من
سرودم کنون چند بیتی زشوق
. ………………………………..برای توو ، آن دوستان فوق
بگفتی زظلمی که برپا شده
………………………………… به ان ناروایی که بر ما شده
به ان تهمت و افتراها که بود
. ………………………………که در ان یکی، سخره هم کم نبود (اون یکی سایت)
به ان خندهایی که خشکیده بود
. ……………………………….و ان غصه هایی که جوشیده بود
به ان زحمتی که حدر رفته بود
……………………………….. به ان شب نخوابی ، که سر رفته بود
به خودکار خشکیده ، که ته رفته بود
……………………………….. زبس با کتابها ، ور رفته بود
به ان چند ماهی که شب تا به روز
. ……………………………..که چشمان خسته ، نخفته زسوز
که شب تا سحر به مفت امتیاز
. ………………………………شد زبان تنی چند ،از رقیبان دراز(فقط بعضی ها ،نه همه)
که گفتند زروز ازل ، ما اصلح بدیم
……………………………….. زمادر که زاده شدیم ، برتر بدیم
چنین امتیازی کنون حق ماست
………………………………… که باید دهند ، به بومی رواست!
چنان حق به جانب گرفتند زود
…………………………………. تو گویی ، که ما امدیم از عطارد فرود!؟
ولی شد زلطف خداونــــــــــــــدگار
…………………………………. از دعای ، ان مادر شب زنده دار
زحکم دیوان و ان سازمان تفتیش کار (بازرسی)
………………………………… زسوز دعای ، پدرهای خسته زکار
به همت تمام دوستان با پشتکار
………………………………… به رنج علی و ، نیلوفر امیدوار
از دعای مهدی و مصطفی و مجتبی
. ……………………………….ز اشعار دیوان ، سلام و مرتضی
زپیگیری بهاره ، مریم و الاله
……………………………….. با تلاش کماندو عدالت خواه ، سمانه
۴۰۹۶ ندانم چه بود از قضا
. ……………………………..تاریخ تولید بودست یا انقضا!
سهیلا و رضا رج ، بماند جا
……………………………… نکن تقصیر من ، اینجا نشدجا
بشد عاقبت لغو ، این امتیاز
…………………………….. نشد بیشتر از این ، قصه هایم دراز
ندارم کینه ای از دوستانم (بومی که با امتیاز بالا اومدن)
…………………………….. چرا که ، رنج انها را بدانم
درست باشد که ظلم کردند انها(سازمان )
…………………………….. ولی بخشوده ایم ، انها واینها(همون کسایی که تو این ۲ ماه خیلی به ما لطف داشتن!!!!)
بخواندم من زعمق جان خدا را
……………………………… خداوندا درست کن کار مارا
نتنها ما ، تمام این جوانان
……………………………… رقیبان رفیق و اهل ایران
خداوندا کریمی تو ، ببخشای
……………………………… به ان یاس کبودت ، یاس بخشای
دوستای گلم خیلی طولانی تر از این بود مجبور شدم خود سانسوری!!!انجام بدم

شماره 13: صفحه استخدامی معترضین به اضافه شدن قانون بومی شهرستان تأمین اجتماعی:  (سال 93)

 یادم آید روزهای تلخ
یادم آید مراجعات مکرر
چه ها که گفتند و شنیدیم
خدا داد به ما بشارت
گرفتنی است نه دادنی آن حق
ای برادر که زنی سنگ غیر ما را به سینه
مگر آنان زدند سنگ ما را به سینه
نکن شادی ما را خراب با خاطرات گذشته
ما را مست کن از موفقیت یاران همیشه
دل همه را کن شاد پروردگارا
جوان ایرانی را مکن نا امید پروردگارا

 شماره 14: صفحه استخدامی معترضین به اضافه شدن قانون بومی شهرستان تأمین اجتماعی:  (سال 93)

نویسنده: سلام ارسال : ۹۳/۱۲/۱۷
ایرانی باشیو دنبال استخدام
یه سر برو به سایت
ایران استخدام
مدیری دارد نابغه
ما که نفهمیدیم،نامش چیست؟
علی یا محمد؟
هرچه که هست
معرفتی دارد مثال زدنی
اگر شدی قبولو
خدایی نکرده داشتی مشکلی
خواهشی کن،که باز کند
یک صفحه ی جدید
از آنجا که دل رحم است
صفحه ی جدیدش را میکند باز
به نام قبولین دارای،
مشکل استخدام
بعد از آن با خیالی راحت
حل می شود مشکلت
به لطف سایت
ایران استخدام

شماره 15: صفحه استخدامی معترضین به اضافه شدن قانون بومی شهرستان تأمین اجتماعی:  (سال 93)

نویسنده: نیلوفر ارسال : ۹۳/۱۲/۱۸

ما امید فردایم..
برا عقیدتی کم و بیش میخوانیم..
مشکل ما الان هست یک میس کال
از سوی تامین،ولی هستیم سرحال..
شاید قبول شی خدا رو چه دیدی..
با خوشحالی جواب همه سوالا رو میدی..
داریم به روزا اخر سال نزدیک میشیم..
ای خدا میشه ما هم کارمند تامین شیم؟؟؟؟؟؟

شماره 16: صفحه استخدامی معترضین به اضافه شدن قانون بومی شهرستان تأمین اجتماعی:  (سال 93)

نویسنده: نیلوفر ارسال : ۹۳/۱۲/۱۸

احیا شد این حق با تلاش و پشتکار
زلطف بازرسی و ادمین مهربان..
شد خبر ملغی همه جا پخش..
که دستور داده جناب دکتر نوربخش..
خدا رو شکر نشدیم شرمنده دوستان ..
فرستاده شدند به استان بازرسان..
دعای ما اینست همه جذب شوند..
در این سال نو همه دل شاد شوند..
نشکند دل هیچ بنده خدایی..
نباشد بین اون و تامین جدایی..
برا بومیها هم فکری کنند ..
که آنها نیز در شهر خود خدمت کنند..
ما سریع دهیم درخواست انتقالی ..
که انتقام گیریم زین بی فایی…
تا تغییر ندهند مفاد اگاهی..
تا بدانند ما نیز داریم خدایی…

شماره 17: صفحه استخدامی معترضین به اضافه شدن قانون بومی شهرستان تأمین اجتماعی:  (سال 93)

نویسنده: نیلوفر ارسال : ۹۳/۱۲/۱۸

یا دارم در زمستانی سرد سرد / رسید به من خبری خیلی بد..
بگفتا پشت خط ان برادر/ که در ازمون تامین شدی رد
گفتم یعنی شدم ذخیره ؟؟؟/ جلو چشمم شد تیره!!!
برفتم سایت ایران استخدام/ که بدجور شده بودم ناکام
گذاشتم کامنتی به اسم سیما / که دگر جزء قبولیا نیستیم ما
که ادمین جان به دادم برس / ندارم هیچ جا فریاد رس..
شد باز صفحه مشکل داران. / شدن پیدا همه بیکاران..
بگفتند دلمان شاد بود شدیم کارمند تامین / ندانستیم اخرسر راست ازاب درمود حرف ادمین
که با اینکه هستید نفر اول / ولی در اخر مشخص میشود کیست کارمند!!!!!!(ادمین ببخشید ولی روزا اول خیلی رو مخم بودی با این حرف)
بگفتم این حق من بود چرا شکستند عهد و پیمان ../چرا تغییر داند مفاد این کار..
برفتم دانشکده علوم قضایی../ ملاقات کردم استاد قاضیی
بگفتا این نمره نیست موثر../با رای دو دقیقه ای شود باطل..
بفرستادم سازمان بازرسی / سریع رفتم تقاطع قرنی..
بعد از تفتیش دیدم بازرس تامین./گذاشتم کامنتی به لطف ادمین
بگفت خلاف نیست آن بازرسی /چرا که هست طبق قانون اساسی
بعد ازکلی بحث و تبادل / بگفتا حق با توست این هست تخلف..(اول قبول نمیکرد تخلفه)
با تلاش دوستان پیگیر/قبل اینکه زیاد بشه دیر
بعد از ارسال شکایت / شد ابطال در نهایت
بود اسم این بند امتیاز بومی/نذاشت برامون خواب خوبی
خدا رو شکر الان بهتریم/حداقل با وجدان راحت به سر میبریم
در فصل بهار گفتم من نیلوفرررریم/ الانم منتظر تماس عقیدتیم!!!!!!(خدا کنه زود زنگ بزنن استرس دارم)
در اخر هم باید تشکر کنم از ادمین/ که تحمل میکند کارمند تامین.

بی خوابی هم خوب چیزیه هاااا.. استعدادات شکوفا میشن..

شماره 18: صفحه استخدامی معترضین به اضافه شدن قانون بومی شهرستان تأمین اجتماعی:  (سال 93)
نویسنده : مصطفی ارسال : ۹۳/۱۲/۲۱ ساعت ارسال : ۱۶:۲۱ کد دیدگاه : 285829

واسه اعتراض دیگه دیره نگو نه
دلتون از تامین اجتماعی سیره نگو نه
شیش ماه پیش استخدامی دادیم همه مون
اما حالا دیگه نشدیم کارمند نگو نه
میدونید حسی که محتاج شما بود
داره کم کمک میمیره نگو نه
یه روزی گفتین میخوایم راحت کارمند بشین
حالا دیدین کارتون یه جایی گیره نگو نه
وقتی از حق حرف میزدیم کجا بودید
حالا اومدید دیگه دیره نگو نه
میدونم جواب بومی ها به این غزل
یه سکوت ناگزیره نگو نه

شماره 19: صفحه استخدامی سازمان ثبت اسناد و املاک کشور: (سال 93)

نویسنده: امیر خوش بین !! ارسال : ۹۴/۰۳/۱۷ ساعت ارسال : ۰۱:۳۹ کد دیدگاه : 357469

میگم راست میگن آم تو شرایط سخت استعداداش شکوفا میشه ها !! حداقل رو من یکی جواب میده !!! شاعر نبودیم که شدیم !!
اینم تقدیم به بچه های ثبت :
به امید وصال ثبت اسناد / تمام عمر شیرین رفت بر باد !
همه شب تا سحر بیدار و مستم / در آن مستی خدا را می پرستم
گهی فکرم رود سوی گزینش ! / گهی در فکر روز آفرینش :
که یا رب از چه ما را آفریدی ؟! / مگر این روز تنگم راندیدی ؟!
بیایید ای سبکبالان بنالیم / که جز این چاره دیگر نداریم
گزینش دست از ما بهتران است / همه چیزش زدست ما نهان است
یکی پرسید از همسایه و خویش : / فلانی میزند تیغی بر آن ریش ؟!
نماز و روزه او برقرار است ؟ / برادر جان بگو ، اهل سیگار است ؟؟
بگفتا این جوان پاک است و مومن / ندیدم عیب و نقصش را ولیکن :
نمازش را نمیدانم بخواند … / خدا عالم تر است ، بنده چه داند !
سیگارش kent و قلیانش دو سیب است / ولیکن واقعا شخصی نجیب است !!
و اما ریش او : گه صاف صافست / گهی از چانه اش تا بند ناف است !!!
خداوندا چنین همسایه برکن / که از بیخم بزد با حرف الکن !
( البته همسایه های ما خوبن همه خدا رو شکر ، اینو فقط بخاطر اینکه تنوعی توی گفتار باشه سرودم ???? !!!!!!)
تو فکر هیچی نباشین بابا … همه انشا… قبولیم … کیو بهتر از ما میخوان ؟ والا
بدرود

شماره 20: صفحه استخدامی سازمان ثبت اسناد و املاک کشور: (سال 93)

نویسنده: شاکر پروردگار ارسال : ۹۴/۰۳/۱۸ ساعت ارسال : ۱۱:۱۸ کد دیدگاه : 358612
منم یه شعر میگم
سلام ای دوستان دوست داشتنی/ ارتباط ما با ایران استخدام شده ناگسستنی
سلام ای همکاران آینده/ که منتظرید واسه یه خنده!
سلام ای پیگیرهای محزون/سخته میدونم واسه هممون
سلام ای دست به دعاها../بخدا تموم میشه سختی ها
سلام ای کارشناسان ثبتی/رفیق تو هم مصاحبه رفتی؟
سلام ای تحلیلگران نگران/هنوزم مهمه واسون حرف دیگران؟
سلام ای بیقراران دل پاک/مشتاقان سینه چاک
سلام به داداش سجاد و دلشکسته /به آقا مسلم خیلی خسته!
سلام به امیر خوش بین که تو همه صفحه ها صاحبه!/بخاطر تاکیدش واسه نبود مصاحبه
سلام به عباس آقا کارمند ایرانی/ که شعارشه،پیگیری پیگیری تا ویرانی!
سلام به همکار و تحلیلگر با مرام خوزستانی/که مصاحبش شد اولین تجربه درج شده تو سایت ، توسط یه شهرستانی!
سلام به زهرا خانم و هم ایالتی هاش/به امید لاحق که آبان ماه شده انتهای تلخی هاش
سلام به خودم به همتون/ارزو میکنم واسه پایان غمتون
سلام به همه اونا که شریکن تو دردامون/نگران نباشید توکل به خدا، قبولیم هممون
خیلی سعی کردم شعرم مثبت باشه و از همه دوستان میخوام مثبت فکر کنند
ارزومند مستخدم شدن همه همراهان با ایمان

شماره 21: صفحه استخدامی وزارت نیرو: (سال 94)

نویسنده: حامد ارسال : ۹۴/۰۴/۲۰ ساعت ارسال : ۲۱:۴۶ کد دیدگاه : 402332
الهی! باخاطری خسته، دل به کرم تو بسته,
دست از غذا شسته و در انتظار جواب نشسته ام.
مصاحبه روم کریمی,
… نروم حکیمی،
قبول شوم شاکرم،
… نشوم صابرم.
الهی بیکاری دردیست که میدانی ،وجیبم خالیست که میبینی.
نه شغل آزاد دارم ونه پول مازاد،
الهی فارغ التحصیل راچه شاید و از او چه باید؟
دستم بگیر یاارحم الراحمین . . . !

شماره 22: صفحه استخدامی ثبت اسناد 94-93 (در انتظار اعلام نتایج نهایی)

نویسنده: امیر خوش بین !! ارسال : ۹۴/۰۸/۰۹ ساعت ارسال : ۰۳:۱۹ کد دیدگاه : 533687
بچه ها اینو از طرف شما به ادمین هدیه کردم
تقدیم به ادمین عزیز به پاس زحماتشون که بر اهل اطلاع پوشیده نیست:
من با لقب امیر خوش بین !! / این شعر رو میگم برای ادمین !
باشد که تشکری بود چند / از سوی جماعتی خوش آیین
از بهر تو من دعا بکردم : / یارب بدهش تو عمر شیرین
ناگه همه بچه ها بگفتند / از عمق وجود خویش ، آآآآمین
دانی چه بود جزای خیرت ؟ / یک باغ بهشت و حور عینین !!!
با وی بروی به باغ فردوس / تا وی بکند سپاس و تمکین !!!
هر روز بیای به سایت و شبها / صد بار ببینی خواب رنگین
آن حور که وصف او بکردم / من نام نهادمش به پروین !!
یک شاخه نبات و جلد قرآن / یک عمره و شمعدان زرین
مهریه حور را نوشتم … / رایت چه بود جناب ادمین ؟؟؟
ای وای ، تشکرم برون شد / از حد و حدود شکر و تحسین !
از سایت ، مران مرا ، کزین پس / خاموش نشینم همچو مسکین !
جانا همه شب نمی توانم / سر را بنهم به روی بالین
هر روز قبولی خودم را / صد زمزمه میکنم به تلقین
لیکن خبری نیامد از ثبت / ناچار شدم با دل چرکین
نفرین بنمایم هر که ما را / اینگونه نمود ، خوار و مسکین

شماره 23: صفحه استخدامی بانک ملت: (سال 94)

نویسنده: محمد رضا ارسال : 95/02/04 ساعت ارسال : 22:12 کد دیدگاه : 754248
تا کی بنشینم منتظر،
تا خبر پزشکی بیاااد،
دل دیگه طاقت نداره،
این استخدامو نمیخاد،
تا کی بگم بمون بمون،
تو این روزای آویزووون،
تا کی باید بهش بگم،
عمرشو پات کنه حروم،
تا کی باید فُرم پُر کنم،
بعد اونارو پَرپَر کنم،
تا کی تو این بانک غریب،
این استخدام رو سر کنم،
تا کی باید مَعطَل باشم،
عاشق اون روز سفر،
تا کی باید خواب ببینم،
اما به سازمان نرسَمممم،
بسه دیگه بسه دیگه،
به من بگو که پرونده هامون کجاس،
به من بگو کودوم عدد،
رمز صندوق بانکی هاس،
مرحوم جهان دیشب اومد تو خوابم این شعر رو خوند
بقیشو یادم نیس مث اینکه یکی از اقوامش داوطلب بانکه
بیااا
صدای اموات هم در اومده ما دیگه جای خود

شماره 24: صفحه استخدامی آموزش و پرورش: (سال 95)

نویسنده: ناشناس تاریخ ارسال : شنبه ۰۵ فروردین ۹۶ ساعت ارسال : ۱۶:۲۷ کد دیدگاه : 1151789

تو ای پاسخ آزمون رهایی….کجایی تو دقیقا تو کجایی
مردیم زبس شنیدیم از این و ان…..سخن زبیکاری و بی حیایی
نیامدی در این سالی که رفت و….وای و صد وای اگر امسال نیایی
معلم گشتن از روی هوس نیست….دهن ها را ببندم گر بیایی
همه فامیل و دوست و دشمنانم….در انتظار که تو چهره نمایی
نمیدانم به رنگ قرمزی تو…..یا که رخ در حریم سبز گشایی
زبس افسرده ام کردی که دیگر…گسستم از عموزاده و دایی
نه آن جک گفتنم مانده برایم….نه بر سر آجیل چون و چرایی
نشستم کنج خانه چشم به سایتت….که شاید، فرجی گردد بیایی

شماره 25: صفحه استخدام شرکت آرمان نیروی سبلان: (سال 96)

نویسنده : کشتی گل نشسته تاریخ ارسال : چهارشنبه ۲۷ دی ۹۶ ساعت ارسال : ۰۱:۴۷ کد دیدگاه : 1554887
نه والله همیشه میگن هفته بعد ولی هفته بعد میاد میره ولی خبری نمیشه
هفته ها رو شمردم و خبری از کار ما نشد/ هفته ها امد و رفت کسی پاسخگوی ما نشد
هفته ها تمام شد و ماه دگر فرا رسید/ کسی ز مسولان ما جویای احوال ما نشد
تلاش و کوشش این شباب به یک دهه به اوج رسید/ عاقبت تلاش ما به ارزنی نمیرسید؟
گناه ما چه میشود این همه درد این همه رنج/ حکایت زندگی مون شکایت موش و نهنگ
این همه درس ان همه کار کوی مکتب خونه ها/ شد عاقبت کارمون نشستن توخونه ها
جواب بدین جواب بدین تکلیف خودمون رو بدونیم/ خسته شدیم کلافه ایم از صبر و از بی پاسخی
گفتن برید درس بخونین ماهم رفتیم مکتب تاپ/ مکتب تاپ هیجی نداد جز مدرکی با اب و تاپ
از مدرکمون چیز نشد عاید ما جز سختی حاصل ان/ خداکنه این یه بارم تمام بشه بدبختی ها
گرنرسیم به عاقبت به حاجت نهایی مون/جر رفتن و مهاجرت چاره ای نیس رهاییمون
خدممتون به کشور و مردممون مقدسی در نظر هست/چکارکنیم به کی بگیم تلاشمون بی نظر هست
امیدوارم به زودی نتایج بیاد و همه باخلوص نیت و پشتکار برای بیشرفت مملکتمون تلاش کنیم/پ/

شماره 26: صفحه استخدام قوه قضائیه: (سال 96)

نویسنده : احم تاریخ ارسال : دوشنبه 9 بهمن 96 ساعت ارسال : ۱۱:۵۸ کد دیدگاه : 1575431
سلام ای دوستان ، یاران دیرین / من و قوه شدیم فرهاد و شیرین
همی بس خون دلها از فراقت / غم و اشک و دعا و اشتیاقت
زبان از وصف حالم گشته خاموش / زمان رفت و شدم یادت فراموش
چه ذوقی بود و شوقی بود و حالی / رسیدم بر تو؟!نه خواب و خیالی
که طعمی خوش از تر شهد وصال است؟ / اگر باشد مرا با آن چه کار است !
منم عاشق ترینه عاشقانت / خیانت کی بود راه سعادت ؟!
شنیدم این خبر را خواهی آمد / برفت آذر و دی ، بهمن بیامد
بیا بارانی و ابریست رویم / بیا ، عمریست من در آرزویم
اگر بشکست لیلی ظرف مجنون / سرانجامش بدو داد عشق تا خون
گر است عند مع الصابر خداوند / عزیزان را دهم یک جمله ای پند
چو لیلی بخشد و رحمت نماید / جز این از قاضی الحاجت برآید ؟!دهم مژده بهاران در کمینند / الهی عاشقان جز سبز نبینند…

شماره 27: صفحه استخدام قوه قضائیه: (سال 96)

نویسنده : شیلا تاریخ ارسال : سه شنبه ۱۰ بهمن ۹۶ ساعت ارسال : ۱۳:۰۹ کد دیدگاه : 1577272
در سایت ما جواب قوه اگر نیست صفا هست
بی درصد و حد نصابیم، ولی شور و نوا هست
بابی و متثدی و گل اندام و وحید اهل لطیفه ند
تا نصفه شب این جا الکی خنده به پا هست
ما ضرب بگیران ته کاسه و دیگیم
این شور و نوا داخل ویلای شما هست؟
ادمین و کارمند5 که دوتا کیسه قندند
یعنی که در این کلبه ی ما باقلوا هست
در سایت ، اگر نان و کره، مرغ و پلو نیست
شادیم که این سایت، همینجور به پا هست
گیریم که حالا نخوریم آب اناری
یک چایی کمرنگ که در قوری ما هست
در سایت ما مبل و کمد نیست ، به جایش
نظر، پنجره ،پست، ایمیل ، سقف، هوا هست
عمریست که مستاجر دایی رمضانیم
یک دایی خرپول و خفن؛ شکر خدا هست
کوکب دو سه قرنی است که کفشی نخریده
یک همسر کم خرج چو او هیچ کجا هست ؟
یارانه ی ما خرج دو استخدامی شد ،رفت
خوب است که یارانه ی این استخدام ها هست
در جیب کتم پول اگر نیست غمی نیست
کارت آزمون دوتا یا که سه تا هست
هرچند نداریم تن و هیکل سالم
در گنجه ی ما تا که بخواهید دوا هست
در کلبه ی ما رونق اگر نیست دوتا سوسک
با یک کنه ی ناز و دوتا موش بلا هست

شماره 28: صفحه اعلام نتایج آزمون استخدام قوه قضائیه: (سال 96)

نویسنده : علی اسلانی تاریخ ارسال : یکشنبه 29 بهمن 96 ساعت ارسال : 01:52 کد دیدگاه : 1608624
حافظا ما را دعا کن در بهشت
بذر بیکاری که آورد و که کِشت؟
گشته 30 سال و نمی گردد ز کار
تا جوانی وارهد از این فشار
پارتی از قانون ما اولاتر است
هرکه بی پارتی بود بی سنگر است
کار او از نوجوانی برقرار
کار ما هم امتحان و انتظار

شماره 29: صفحه اعلام نتایج آزمون استخدام قوه قضائیه: (سال 96)

نویسنده : موسی تاریخ ارسال : شنبه 05 اسفند 96 ساعت ارسال : 00:32 کد دیدگاه : 1617239
سازمان سنجش ب چ می اندیشد
متصدی! ابلاغ!اجرا! شورا
من نمیدانم اما اینجا
اندکی منتظرند
چ کسی میداند چ کسی پیروز است؟؟
من؟تو؟
درهرحال همه مان منتظریم پس کمی زودتر سازمان سنجش خبری کن مارا
درهمه حال ادمین ازشما ممنونیم
بابت ثبت نظر
گرچه هم میدانیم تو ب کارمجبوری

شماره 30: صفحه اعلام نتایج آزمون استخدام قوه قضائیه: (سال 96)

نویسنده : موسی تاریخ ارسال : شنبه 05 اسفند 96 ساعت ارسال : 22:56 کد دیدگاه : 1618877
دوستان گوش کنید دوستان گوش کنید
مردم بالادست عجب حال هوای دارند
همشان خوب و خوش سرزنده
همه شغلی دارند
سازمان سنجش ب چکار میاید! ؟؟؟!
میروم بالا شهر زندگی خواهم کرد
من دراینجا پی تاریخ خبر میکردم!!
ک شود یا نشود مرحله اول شغل
بعددنبال گزینش پیگیر ک شود یا نشود
میروم بالا شهر دورخواهم شد از این بازی شغل
مردم بالا شهر همه شغلی دارند همشان خوب خوش سرزنده

شماره 31: صفحه اعلام نتایج آزمون استخدام قوه قضائیه: (سال 96)

نویسنده : موسی تاریخ ارسال : پنجشنبه 10 اسفند 96 ساعت ارسال : 00:56 کد دیدگاه : 1626379
مینشینم لب شوق
گردش خاطرها
چ صفای دارد
گذر این همه عمر
ورقی خواهد خورد
دست خط زمان
دوستی خواهد ماند
درطی خط زمان
من دراخرادمین
معذرت میخوام
از اراجیف خودم
دوستم داشته باش
چونکه فردایی نیست
همه چیز درحال است
پس تو با حال ب مان
ماچرابیهوده پی تاخیرزمان
عصبانی بشویم
زندگی درگذر است
بازهم میگوییم معذرت میخواهم از اراجیف خودم
خوب هم میدانم ازسربخشایش ثبت خواهی کرد نظر گند مرا

شماره 32: صفحه اعلام نتایج آزمون استخدام قوه قضائیه: (سال 96)

نویسنده : محمود تاریخ ارسال : پنجشنبه 10 اسفند 96 ساعت ارسال : 08:56 کد دیدگاه : 1626548
به نام خدایی که دانش نهاد سر و کار ما را به سنجش نهاد
همه خسته و کوفته زین نهاد خدایا سرو کار مخلوق باشان مباد
که روزش به چهل و به پنجاه و شصت گذشت و شده حال ما حاد حاد
چنین انتظار و چنین دغدغه به حال و به روز خلایق نهاد
خدایا به داد دل مابرس از این غم که سنجش به دلها نهاد
همه کار ما انتظار است و بس امیدم به الله،که بر خیر ختمش کناد

شماره 33: صفحه استخدام قوه قضائیه: (سال 96)

نویسنده : jooje£mashini تاریخ ارسال : چهارشنبه 9 اسفند 96 ساعت ارسال : 11:17 کد دیدگاه : 1624788

زن گرفتم لیک سربارم هنوز
مدرکم فوق است و بیکارم هنوز

می دهد خرج مرا بابای من
بر سرش این گونه آوارم هنوز

هم خجالت می کشم از روی زن
لنگ شام و گاه ناهارم هنوز

جستجوی کار، کار من شده
در طلب در کوی و بازارم هنوز

دارم از چند روزنامه اشتراک
گوش به زنگ هر چه اخبارم هنوز

با چنین وضع و چنین بازار کار
صبح نمی گردد شب تارم هنوز

از نوشتن هم ندیدم بهره ای
مانده در ارشاد آثارم هنوز

از برای گفتن این چند بیت
ساعت یک گشته بیدارم هنوز

شماره 34: صفحه استخدام صندوق کارآفرینی مهر امید: (سال 96) 

نویسنده : ….. تاریخ ارسال : پنجشنبه 10 خرداد 97 ساعت ارسال : 20:49 کد دیدگاه : 1749639
گویند صندوقیست پر رزق و روزی
کارش امید است کار آفرینی
اما چندیست خون کرده در دل
گویا سراب است گویا خراب است
سالیست که هر روز . هر روزو هر شب
هر لحظه آیم در پیج ایران
جویم خبری یا سرنخی
یکی راست گوید یکی کذب گوید
یکی در پی احوال خویش است
یکی در پی سوال بیش است

شماره 35: صفحه استخدام قوه قضاییه: (سال 96) 

نویسنده : احمد تاریخ ارسال : دوشنبه 08 مرداد 97 ساعت ارسال : 21:46 کد دیدگاه : 1839435
رسد ان روز که ما را خبری خوش داده
و کند شاد همه علی احمد زاده

رسد ان روز بگویند ب ه ما زود بیا
خسته ایم ما ز سر این همه کمبود بیا

هر چه خواندی و نخواندی، دگر هست کافی
نکند فرق چه در پاسخ ما می بافی

تو فقط زود بیا بودنت اینجا خوب است
دل ما از غم دوری تو بد اشوب است

رسد ان روز که کارمند قضا می گردیم
و شبی فارغ از اندوه غذا می گردیم

شعر در قالب طنز

شماره 36: صفحه استخدام قوه قضاییه: (سال 97) 

نویسنده : علی- تبریزی تاریخ ارسال : شنبه 26 آبان 97 ساعت ارسال : 11:29 کد دیدگاه : 2039803

اَیا تبریزیان تا کی تحمّل؟
دلم پوسید! پس کی بشکفد گل
کجا تحقیق و اندر پی گزینش !؟
نشسته خانه و هی می کنم هل
سپس آموزش و صد آزمایش
زِ هر پل بگذری داری پِی اش پل
چه استعلامی آخر ای برادر !؟
پس این مدرک که دارم چیست؟ بلبل!
شده یک سلسله دنباله ی هم
کجا پایان پذیرد این تسلسل
بشد یک سال و نه کار و حقوقی
چقدر آخر کنند آیا تقبّل ؟
که هم رویم کنند از استرس زرد
و هم دستم بماند در تزلزل
نمانده چاره ای ای هم قطاران
بغیر از سجده و ذکر و توسّل

شماره 37: صفحه استخدام قوه قضاییه: (سال 97) 

نویسنده : چلیپا تاریخ ارسال : یکشنبه 27 آبان 97 ساعت ارسال : 13:19 کد دیدگاه : 2039183

دوش از سر دلتنگی میگفتم چلیپا
هی درس نخوان این همه، سرسام گرفتم
از دست تو و ایران استخدام قرص دیازپام گرفتم
از همان روز که تو دادی آزمون خود را
من استرس و دلهره و فکر و خیال گرفتم
پول استعلام و پزشکی که داریم
با زور خودم از پدرم وام گرفتم !
با حافظ و میخانه پدر بود مخالف
فالی فقط از حضرت خیام گرفتم !
یک بار خبردار شدم از دادگستری استان
یک بار خبر از اعضای سایت گرفتم
ادمین که میگفت حرف نزن، خنده حرام است
الحق در سایت او دیپلم احکام گرفتم !
آقای خانی بس که تو گفتی و من کرده ام اجرا
از نام کارگزینی و گزینش سرسام گرفتم
افسوس نشد طنز از حال خودم هم بنویسم
چلیپا بودم و الگوی خود از مشق سیاهی گرفتم



اگر دیدگاهی در باره این آگهی دارید میتوانید از طریق فرم زیر دیدگاه خودتون رو در سایت درج کنید.


لطفا کمی صبر کنید...


  • جهت دریافت آخرین اخبار و آگهی های مهم استخدامی از طریق کانال تلگرام ایران استخدام اینجا کلیک نمایید

  • نویسنده : بهار*

    تاریخ ارسال :

    ساعت ارسال : 20:22

    کد دیدگاه : 2040158

    سلام به ادمین محترم، خدا قوت (:bye:)
    .
    ببخشید جسارتا شعر شماره 36، توسط کاربر علی – تبریز سروده شده!
    گفتم بگم خدمتتون اگر لازم دونستید اصلاح بفرمایید. (:curtsey:)

    پاسخ دهید
    • نویسنده : admin (علی احمدزاده)

      تاریخ ارسال :

      ساعت ارسال : 20:53

      کد دیدگاه : 2040214

      سلام، اطلاع داده شد برای بررسی
      تشکر از شما

      پاسخ دهید
  • نویسنده : علی سعیدی

    تاریخ ارسال :

    ساعت ارسال : 04:53

    کد دیدگاه : 295040

    نظام آموزش و کنکور داره ایراد یه کم
    من نمیخواستم ولی انگار دیگه باید بگم
    کسیکه ده دوازده سال کتابِ فارسی خونده
    فسفرای مغزش رو با حفظ شعراش سوزونده
    خنده داره نمیدونه حرفای عادی ما
    نمیشه با یک قافیه شعر و ادب ای بابا
    گفتم کنکور انتخاب رشته ها یادم افتاد
    کلاس اول دبیرستان پنج تا رشته بهم داد
    به دوستای تنبلم هم فقط یه رشته می داد
    هر کی میره هرشهری و هرکجایی که میخواد
    یادمه با دوستامونم یه رشته رو میزدیم
    با هم بودیم مگه میشد از هم جدا میشدیم
    اما بعدش تا حرف کنکور اومد و رقابت
    گرفت جای همدلی و همزبونی و رفاقت
    تا اولین ندا رو داد مشاور مدرسه
    که بچه ها درس بخونید تنبلی دیگه بسه
    دوستای خوب همه به جون همدیگه افتادن
    همونا که تو امتحان به هم تقلب دادن
    همونا که تو انتخاب رشته سال اول
    وظیفه انتخاب رو به هم کردند محوَل
    همونا که همیشه با هم بودن و قرار بود
    از هم جدا نشن برن هیچوقت و با هر وجود
    کنکور بده آره ولی یه عده ای رفاقت
    نداد جاشو تو دلاشون به کنکور و رقابت
    در عوض اما چی بگم، انتخاب رشته کنکور
    ضزبه آخر رو زد و دوستا رو از هم کرد دور
    حالا بیاید تو سایتا هی دنبال کار بگردید
    شاید بجاش دوستارو اتفاقی پیدا کردید

    پاسخ دهید
  • نویسنده : پست موقت

    تاریخ ارسال :

    ساعت ارسال : 00:01

    کد دیدگاه : 294214

    سلام
    چرا پست شعرم در انتظار تایید مونده اما پست اصلاحیه اش تایید شده ؟ 😀

    پاسخ دهید
    • نویسنده : admin

      تاریخ ارسال :

      ساعت ارسال : 00:10

      کد دیدگاه : 294221

      صبور باشید دوست عزیز

      پاسخ دهید
  • نویسنده : طیبه

    تاریخ ارسال :

    ساعت ارسال : 23:33

    کد دیدگاه : 285347

    اوه آدمین جان چقد شعراینجاست 🙁 😛
    خاله هم توش هست. 😛
    چند تاش خوندم قشنگ بودن 🙂

    پاسخ دهید
    • نویسنده : admin

      تاریخ ارسال :

      ساعت ارسال : 23:43

      کد دیدگاه : 285362

      بله 🙂

      پاسخ دهید
      • نویسنده : طیبه

        تاریخ ارسال :

        ساعت ارسال : 23:52

        کد دیدگاه : 285377

        آدمین جان روم به دیوار ببخشید ها 🙁
        عصبانی نشی هاچون سرتون شلوغه میگم کدوم شعرش هست من پیداش نکردم 🙁
        چه کارکنم فضولم 🙁

        پاسخ دهید
        • نویسنده : admin

          تاریخ ارسال :

          ساعت ارسال : 00:14

          کد دیدگاه : 285399

          ۱۷

          پاسخ دهید
          • نویسنده : طیبه

            تاریخ ارسال :

            ساعت ارسال : 00:22

            کد دیدگاه : 285406

            آفرین خاله 8)
            بازم تشکر 😉

            پاسخ دهید
        • نویسنده : طیبه

          تاریخ ارسال :

          ساعت ارسال : 00:19

          کد دیدگاه : 285401

          فکرکنم پیداش کردم آدمین جون هموشعر آخر 😛

          پاسخ دهید
  • نویسنده : علی

    تاریخ ارسال :

    ساعت ارسال : 23:03

    کد دیدگاه : 213440

    سلام.بابا خودت یه خورده ویرایش کن دیگه مدیر سایت عزیز
    من موقع نوشتم دارم فکر میکنم حواسم نیست “ق” رو ث زدم

    پاسخ دهید
    • نویسنده : admin

      تاریخ ارسال :

      ساعت ارسال : 23:05

      کد دیدگاه : 213441

      دوست عزیز این مبحث که برای بیان چنین مواردی نیست

      پاسخ دهید
  • نویسنده : علی سعیدی

    تاریخ ارسال :

    ساعت ارسال : 00:56

    کد دیدگاه : 212662

    اندر احوالات مصاحبه ثبل از استخدام
    کارجو از کارجویان می گذشت*کارجویی زو بپرسید چه گشت؟
    کاین چنین زار و پریشانی میروی*شانس روی آورده یا بخت برگشت؟!
    ملامت کارجو در ذم کارفرمای گزینه
    آدمیت اندر این آدم نبود * خوب شد گفت نه ، کارش کار نبود..
    و تلفن اش زنگ میزند و در پاسخ گوید:
    یک روانی بود کارش کار نبود * گفت دلقک شو برقصا ، زود زود
    و سی نفر کارجویان برای یک کار به تعداد یک نفر در واکنش جواب تلفن یارو:
    هاه هاهاها هاه هاهاها هاه هاها*هاه هاهاها هاه هاهاها هاه هاها (((( :
    اندر احوالات کارفرما
    با شما هستم فلانی ها نخندید*نفر بعدی بیاد در را ببندید 😳
    و این داستان ادامه دارد…

    پاسخ دهید
  • نویسنده : علی سعیدی

    تاریخ ارسال :

    ساعت ارسال : 00:01

    کد دیدگاه : 212627

    دو سه جا من سر کارم هر ماه این چنین ایم دگر خواه نخواه
    میرویم ما سر کار پشت سرهم ای خدا از انتظار خسته شدم
    برو زنگ میزنیم… 😉

    پاسخ دهید
  • نویسنده : علی سعیدی

    تاریخ ارسال :

    ساعت ارسال : 05:18

    کد دیدگاه : 197215

    من نه با زور بگویم که مرا کار دهید
    نه فلان جور بمویم که مرا کار دهید
    نه چو آن حور برویم هزار افسونست
    نه پی ثـور بجویم که مرا کار دهید

    کار شد تو استان قزوین سرویس داشت با مدرک دیپلم خبر کنید .

    پاسخ دهید
  • نویسنده : علی سعیدی

    تاریخ ارسال :

    ساعت ارسال : 05:04

    کد دیدگاه : 197213

    من نه بیکار نی ام کاری نیست
    کار اگر باشد گرفتاری نیست
    ***–***—****—-*****
    می زنم جار که بی کار شدم
    این چنین است مرا عاری نیست
    ***–***—****—-*****

    پاسخ دهید
  • نویسنده : ناشناس

    تاریخ ارسال :

    ساعت ارسال : 11:34

    کد دیدگاه : 196356

    باسلام وخسته نباشید من چند وقته منتظر استخدامی افسریم استان اردبیل نمیپذیرد

    پاسخ دهید

لطفا کمی صبر کنید...

از تاریخ:
تا تاریخ:

لطفا کمی صبر کنید...

لطفا کمی صبر کنید...

لطفا کمی صبر کنید...