اطلاعات بیشتر

داستان موفقیت افراد پذیرفته شده در استخدام

 

استخدام سازمان امور مالیاتی

نویسنده : masii تاریخ ارسال : پنجشنبه 20 دی 97 ساعت ارسال : 14:28 کد دیدگاه : 2127507
سلام خب بلخره منم به جمع مالياتي ها پيوستم. ديروز ظهر يباره ياد يه خاطره افتادم سال 87 بود گمونم اون موقع تازه ليسانس گرفته بودم كه متوجه شدم مالياتي استخدام داره رفتم اداره ، بهم گفتن فقط نيروي مرد ميگيرن، گفتم مگه ميخوان بيل و كلنگ بزنن كه زن نميگيرن؟ خب يباره همون اول زنده بگورمون كنن بهتره كه…گفت اي بابا شما كه تازه اول كاري سنت زياد نيست نبايد نگران باشي…اون روز نميدونستم قراره چرخ گردون يجوري بگرده كه ده سال بعدش استخدام مالياتي بشم.
دوستان فقط براتون يه توصيه دارم : اينكه سعي كنيد تو هر زماني خودتون براي زندگيتون تصميم بگيريد نه اينكه مشورت نكنيدا، ولي خودتون و توانايي و علاقه خودتونو بسنجيد تا حسرت چيزي تو دلتون نمونه، من گاهي وقتا كه به گذشته بر ميگردم با خودم ميگم اگر براي انتخاب رشته دانشگاهيم درگير نظرات خانواده نميشدم و رشته مورد علاقه خودمو ميخوندم الان شايد خيلي خيلي بيشتر تو زندگيم پيشرفت كرده بودم و قطعا خيلي بيشتر لذت برده بودم از زندگيم. زماني هم كه ليسانسمو گرفتم و بعدش فوق ليسانس… خيلي جاها زدم براي كار ، به خيلي ها رو انداختم، خيليا بهم طعنه زدن كه رشتت خوب نيست، كار براي تو نيست و …. از نگاه يسري ادما حالم بهم ميخورد… بعضيا عملا به اسم كمك كردن تحقيرم ميكردن…بعضيا تو فكر سواستفاده بودن…بعضيا ….بگذريم…سال 93 بود گمونم كه يه بنده خدايي تشويقم كرد آزمون توزيع برقو شركت كنم گفت بخونم فقط يك نفر نيرو ميخواست و اتفاقا بشدت به رشته من نزديك بود گفتم بابا همش پارتي بازيه گفت تو بخون، متاسفانه اون وقتا توو يه شركت خصوصي صبح تا شب كار ميكردم و نرسيدم خوب بخونم با ااينحال نفر سوم شدم و چون فقط دو نفر براي مصاحبه دعوت ميشدن توزيع برق قسمتم نشد….ولي جرقه خوبي بود از اون شركت اومدم بيرون…چيا شنيدم اونجا و چه اتفاقايي افتاد بماند…تا اينكه فراگير 3 شد دوستم گفت مالياتي نيرو ميخواد شركت كردم و خوندم تازه فهميده بودم بايد براي آزموناي استخدامي خوند، تازه فهميده بودم هر آزموني مواد خاص خودشو داره باور كنيد تا قبلش هيچي نميدونستم ..مواد ازمون چي بود: حسابداري كه من سال 84 پاس كرده بودم، صنعتي كه اصلا نخونده بودم، قوانين مالياتي با اون متن عجيب غريبش ، فقط خرد و كلان و ماليه براي آسون بود …ولي نشستم خوندم روز آزمون يه اتفاقي افتاد كه بابتش حدود 40 دقيقه از وقتم از دستم رفت براي آزمون عمومي وقت كم آوردم ولي تخصصيامو نسبتا خوب زدم و قبول شدم بعد از مصاحبه ب ذخيره دوم شدم …قبل از اون البته بانك سپه و دادگستري رو هم امتحان دادم بانك دعوت به مصاحبه شده يك نفر ميخواست و انقدر مصاحبمو خوب دادم كه قبول شدم ، دادگستري رو هم قبول شدم ، كار بانك تقريبا تموم شده بود فقط مونده بود دعوت به دوره بشم و شروع بكار كنم كه مالياتي براي گزينش بهم زنگ زد،،، دادگستري هم تماس گرفتن كه بيا گزينش،،، خلاصه كه اونا رو انصراف دادم و مالياتي رو انتخاب كردم ديگه تا ادامه داستان چه شود
اما اما اما بعنوان عضو جديد اين خانواده ميخوام يه چيزي بگم
با توجه به اينكه دوستاي من قبلا تو اين سازمان بوده و هستن از سختيهاي اين شخص پيشاپيش خبر داشتم و دارم ولي اينجور نيست كه فكر كنيم اين سختيها فقط براي ماست،، مثلا بانك جزو مشاغل سخت محسوب ميشه تعداد ارباب رجوع ها بيشتره، اجازه نداري از جات تكون بخوري، كسري كه هيچ اگر اضافه بياري واويلاست، دايم بايد جابجا بشي تو كل شهر، قوانينش خيلي سختگيرانه تره، مرخصي گرفتن توش سخت تره، شعبه عصر هم داري،،،،، دادگستري شايد هجم كارش كمتر باشه ولي فضاش پر از انر‍ژي منفيه دايم بايد با آدمايي سرو كله بزني كه مشكل دارن بي اعصابن و روحيتو داغون ميكنن
… اينا مشكلات كار با ارباب رجوعه و لي معنيش اين نيست كه بقيه مشكل ندارن…همه كارها مشكلات خاص خودشونو دارن…دوتا برادر من تو محيط صنعتي شاغلن و تقريبا هرروز تا دير وقت سركارن حتي يكيشون جمعه ها هم مجبوره بره….اونا استرس ارباب رجوع ندارن ولي استرس هاي ديگه اي دارن مثلا تو محيط هاي صنعتي يه اشتباه كوچيك ميتونه جون يه آدمو بگيره و اونوقت همه گيرن…اصلا فكر نكنيد اين چيزا كم پيش مياد،،، نمونه اش تو صنايع فولاد آدماي زيادي دارن جونشونو از دست ميدن، طرف با ارشد داره سر كوره كار ميكنه، خيليا افتادن تو كوره و ذوب شدن جوري كه جنازشونم باقي نمونده…اونوقت همه گيرن، همه دادگاهي ميشن ….
سرو صداي بالا و محيط آلوده معايب محيط هاي صنعتيه
كار مالي هوو هر شركت ديگه اي هم استرس داره همه جا يه بازرس هست كه چك ميكنه همه چيزو
كارهايي كه سختي كمتري هم داشته باشه مثل معلمي انقدر حقوقش كم و ناچيزه كه كفاف زندگي هاي امروزي رو نميده…اينا رو نگفتم كه بخوام به به و چه چه كنم از كارمون، ميدونم سخته، ميدونم پر از استرسه، ولي واقعا كار دولتي همينه، كار خصوصيم كه اگر تجربشو داشته باشيد ميدونيد فقط و فقط بهره كشي از نيروي كاره
كار آزادم كه قصه اش جداست دغدغه هاي خودشو داره
بنظر من مشكل از سيستم كاري ماست پراكندگي اطلاعات، قانون گريزيو هزار جور مشكل ديگه
ببخشيد كه زياده گوويي كردم اميوارم همگي موفق باشيد و باشيم

نویسنده : امید تاریخ ارسال : سه شنبه 25 مهر 96 ساعت ارسال : 17:07 کد دیدگاه : 1418993
با سلام احترام به همه دوستان عزیز من میخواستم برای دوستانی ک پذیرفته نشدن خاطره ای از قبل ازمون و اینکه چطور یه شکست از نظر خودم خیلی بزرگ باعث شد برای این آزمون سخت تلاش کنمو تعریف کنم در صورتی ک اصلا قصد شرکت در آزمونو نداشتم , من دوسال پیش بعد از کلی دنبال کار گشتن توی یه شرکت خصوصی مشغول کار شدم که مدیر مالی این شرکت مسن بود و قرار بود ک من یواش یواش کارای شرکتو دست بگیرم و در اینده ای نه چندان دور جایگزین مدیر مالی بشم ولی دقیقا پارسال توی شهریور مدیرعامل شرکت یه نفرو اورد گفت ک باید آموزشش بدی و قراره این شخص مدیر مالی بشه تو هم اگه دوس داشتی با حقوق وزارت کاری میتونی اینجا بمونی, منم خیلی به این کار دلبسته بودم یهو انگار دنیا روی سرم خراب شد تا چندین روز حالم خیلی خراب بود تا اینکه تصمیم گرفتم برای این آزمون فراگیر سوم شرکت کنم خداروشکر مالیاتی قبول شدم و یه جای خیلی بهتر از اون شرکت نصیبم شد و با این وجود بازهم دست از تلاش برنداشتم برای سازمان حسابرسی هم اسمم اومده بود و جمعه هم آزمون تامین احتماعی دارم و بازم میخواستم خودمو برای فراگیر پنج آماده کنم , دوستان امیدوارم این شکستم مقدمه ای باشه برای پیروزی و موفقیت روز افزون شما

استخدام آموزش و پرورش

نویسنده : محمد صالح تاریخ ارسال : سه شنبه 22 فروردین 96 ساعت ارسال : 15:01 کد دیدگاه : 1169720
سلام بر آدمین عزیز و دوستان از دیروز تا الان شهرمون گوشی ها قطع بود الان موفق شدم کارنامه ام ببینم قبول شدم
من 36 سالمه یه شکست بزرگی توی زندگیم خوردم کارمند قراردادی دولت بودم بعد 5سال رسمی نشدم یک ساله که بیکار بودم با 3 تا فرزند بد جوری آبرویم رفت ولی خدا لطف کرد قبول شدم
اونای که قبول نشدن خدا کمک میکنه همانطوری که آبروی منو باز گرداند.
فقط ما امید نشید

نویسنده : سمانه تاریخ ارسال : دوشنبه 21 فروردین 96 ساعت ارسال : 23:03 کد دیدگاه : 1168571
دوستان عزیز من قبول شدم
می خواستم اینجا یه نکته ای رو بگم
اول اینکه من اصلا برای آزمون کتبی نخونده بودم و در یک بعد از زیبای پاییزی رفتم آزمون دادم فقط برای اینکه با آزمون های استخدامی آشنا بشم و اصلا به مخیله ام هم خطور نمی کرد که قبول بشم.البته من اصلا به شانس و این حرفا معتقد نیستم.چون وقتی من زبان رو مثلا ۶۰ درصد زده بودم و دروس اختصاصی رو هم اکثرشون رو بالای ۵۰ زده بودم اینا دیگه شانس نیست٬ بلکه آمادگی قبلیه!!!! خلاصه سرتون رو درد نیارم تو مرحله اول قبول نشدم.ولی اوایل اسفند یه آقای مهربون بهم زنگ زد و گفت که شنبه بیا مصاحبه. منم گفتم که من که قبول نشدم اونم گفت که تو مرحله تکمیل ظرفیت قبول شدی ولی خودت خبر نداری خلاصه من شنبه برای مصاحبه رفتم ولی اونجا قد و وزنم رو اندازه گیری کردن و گفتن که قدت کوتاهه و اضافه وزن هم داری خلاصه ردم کردم.منم نشستم تو سال اونقدر گریه کردم اونقدر غصه خوردم بعد یه آقای مهربون دیگه که آقای رئیس هم بود منو به اتاقش صدا کرد و بهم گفت گریه نکن دخترم.من دو هفته بعد می خوام برم جلسه ی آموزش و پرورش کل تو اصفهان.اونجا از حق شما دفاع می کنم و سعی می کنم حداقل قد رو از ۱۵۵ به ۱۵۰ کاهش بدیم تا حق شماها ضایع نشه.منم اصلا حرفاشو باور نکردم.و همین جوری گریه کنان از اونجا خارج شدم.ولی بعد از دو هفته دوباره بهم زنگ زدن وگفتن حداقل قد ۱۵۰ شده و بیا برای مصاحبه منم فردا صبح رفتم مصاحبه بازم بدون هیچ آمادگی( نه مثل بعضی ها که احکام حفظ می کنن قانون اساسی حفظ می کنن من دوباره هیچی نخوندم) به همه ی سوالا با صداقت جواب دادم و هیچی دیگه امروز هم بدون هیییییچ سهمیه و پارتی داشتنی قبوووول شدم  امیدوارم بقیه ی دوستان هم به آرزوها و خواسته هاشون برسن

 



اگر دیدگاهی در باره این آگهی دارید میتوانید از طریق فرم زیر دیدگاه خودتون رو در سایت درج کنید.


لطفا کمی صبر کنید...

لطفا کمی صبر کنید...

از تاریخ:
تا تاریخ:

لطفا کمی صبر کنید...

لطفا کمی صبر کنید...

لطفا کمی صبر کنید...