دادههای بازار کار نشان میدهد بهطور میانگین به ازای هر آموزشگاه فعال، بین ۴ تا ۱۰ نفر نیروی انسانی در قالب مدرس، مشاور آموزشی، کارشناس ثبتنام، پشتیبان آموزشی و نیروی اداری فعالیت میکنند. بازار آموزشگاههای ایران در سالهای اخیر وارد مرحلهای از بازآرایی ساختاری شده است؛ مرحلهای که در آن، نقش آموزشهای مهارتی و کاربردی بهطور محسوسی پررنگتر از آموزشهای مبتنی بر مدرک و آزمونهای کلاسیک شده است. اگر در دهه ۱۳۹۰ بخش قابل توجهی از تقاضای آموزشی حول محور کنکور، تقویت دروس نظری و آزمونهای دانشگاهی متمرکز بود، در نیمه دوم این دهه و بهویژه پس از همهگیری کرونا، الگوی تقاضا تغییر مسیر داده است. برآوردهای میدانی و دادههای صنفی نشان میدهد در حال حاضر بیش از ۲۰ هزار آموزشگاه فعال در کشور فعالیت میکنند؛ مجموعهای متنوع شامل آموزشگاههای زبان، فنیوحرفهای، هنری، مهارتی و علمی. با این حال، رشد این بازار یکدست نبوده و بیشترین شتاب توسعه مربوط به آموزشهایی است که خروجی مستقیم شغلی یا درآمدی دارند. یکی از دلایل اصلی این روند، تداوم شکاف میان نظام آموزش دانشگاهی و نیازهای واقعی بازار کار است. انباشت فارغالتحصیلانی که دارای مدرک دانشگاهی هستند اما مهارتهای مورد نیاز بازار کار را ندارند، یکی از مهمترین عوامل افزایش تقاضا برای آموزشهای مهارتی محسوب میشود. این گروه، آموزشگاههای فنی، تخصصی و مهارتمحور را بهعنوان مسیر جبرانی برای ورود یا بازگشت به بازار کار انتخاب میکنند. در کنار این عامل، افزایش تمایل به مهاجرت کاری و تحصیلی نیز تأثیر مستقیمی بر ترکیب تقاضای آموزشی گذاشته است. افزایش تمایل به مهاجرت کاری و تحصیلی، بهویژه به کشورهای اروپایی، تقاضا برای آموزش زبانهای خارجی را بهطور محسوسی افزایش داده است. در این میان، آموزش زبان آلمانی و انگلیسی بیشترین سهم رشد را داشتهاند و علاوه بر جنبه آموزشی، با برنامهریزی شغلی و مهاجرتی متقاضیان گره خورده است. همزمان با این تحولات، گسترش مشاغل دورکار و پروژهمحور نیز الگوی تازهای از تقاضا را در بازار آموزش ایجاد کرده است. رشد مشاغل دورکار، فریلنسری و پروژهمحور، نیاز به یادگیری مهارتهای دیجیتال را به یک ضرورت اقتصادی تبدیل کرده است. آموزش نرمافزار، برنامهنویسی، تحلیل داده، طراحی و مهارتهای مرتبط با اقتصاد دیجیتال، اکنون نهتنها ابزار ارتقای شغلی، بلکه در بسیاری موارد مسیر جایگزین اشتغال سنتی محسوب میشوند. بررسی رفتار جستجوی کاربران و تحلیل محتوای آگهیهای استخدامی منتشرشده در سالهای اخیر نشان میدهد تقاضا در بازار آموزش ایران بهصورت مشخص روی چند حوزه محدود اما پرظرفیت متمرکز شده است. در این میان، آموزش زبانهای خارجی در صدر حوزههای پرتقاضا قرار دارد؛ بازاری که رشد آن بیش از هر عامل دیگری به افزایش مهاجرت کاری و تحصیلی وابسته است. زبانهایی مانند انگلیسی، آلمانی و ترکی، نهتنها بهعنوان مهارت عمومی، بلکه بهعنوان پیشنیاز ورود به بازار کار یا نظام آموزشی کشورهای مقصد تلقی میشوند و همین موضوع باعث شده آموزشگاههای فعال در این حوزه با رشد تقاضایی فراتر از میانگین بازار مواجه شوند. پس از زبانهای خارجی، آموزشهای مرتبط با کامپیوتر و فناوری اطلاعات جایگاه دوم را از نظر میزان تقاضا به خود اختصاص دادهاند. افزایش سهم مشاغل دیجیتال، گسترش فریلنسری و توجه به درآمدهای ارزی، باعث شده آموزش برنامهنویسی، هوش مصنوعی و دیجیتال مارکتینگ به یکی از اصلیترین مقاصد آموزشی کاربران تبدیل شود. برخلاف بسیاری از حوزههای آموزشی سنتی، این بخش از بازار آموزش مستقیماً با فرصتهای شغلی جدید و مدلهای نوین اشتغال پیوند خورده و همین موضوع، پایداری تقاضا در آن را تقویت کرده است. در کنار آموزشهای دیجیتال، حوزه فنیوحرفهای همچنان جایگاه قابل توجهی در بازار آموزش دارد. آموزش مهارتهایی مانند تعمیرات موبایل، نصب و تعمیر پکیج و برق خودرو، به دلیل مسیر کوتاهتر ورود به بازار کار و امکان درآمدزایی سریع، بهویژه در میان متقاضیان شغلهای عملی و مهارتمحور، با استقبال بالایی مواجه شده است. این بخش از بازار بیش از آنکه به روندهای جهانی وابسته باشد، از نیازهای روزمره و ملموس بازار داخلی تغذیه میکند. همزمان، خدمات زیبایی نیز بهعنوان یکی از حوزههای پرتقاضای آموزشی، سهم قابل توجهی از بازار را به خود اختصاص داده است. آموزش آرایشگری، ناخنکاری و مهارتهای مرتبط، بهویژه در میان بانوان، نهتنها با تقاضای پایدار بلکه با گردش مالی بالا همراه است و همین ویژگی، این حوزه را به یکی از بخشهای جذاب برای آموزشگاهها تبدیل کرده است. وابستگی کمتر این بازار به شرایط استخدامی رسمی و امکان فعالیت مستقل، از عوامل اصلی تداوم تقاضا در این بخش محسوب میشود. در مقابل، آموزشهای مرتبط با کنکور و کلاسهای تقویتی اگرچه همچنان بخش فعالی از بازار آموزش را تشکیل میدهند، اما شتاب رشد آنها نسبت به سالهای گذشته کاهش یافته است. دادهها نشان میدهد این حوزه وارد مرحلهای از ثبات نسبی شده و دیگر نقش موتور محرک بازار آموزش را ایفا نمیکند، هرچند تقاضا برای آن بهطور کامل از بین نرفته است.