توصیه ایران استخدام: اگر قرار است در ایران بمانید، «مهندسِ صرفاً مدرکدار» نباشید. یا باید بهسمت مهارتهایی بروید که امکان پروژه دلاری و دورکاری دارند، یا وارد حوزههای سخت فنی شوید که بازار حاضر است بابتشان پول واقعی بدهد. مدرک دانشگاهی بدون مهارت عملی، در شرایط فعلی بازار ایران، ارزش اقتصادی مستقلی ایجاد نمیکند.
ایران استخدام: آیندهی شما در گرو تصمیمی است که امروز بر اساس "واقعیات بازار" میگیرید، نه "شنیدههای عمومی". این متن برای افرادی تدوین شده است که نمیخواهند در تلاطم تغییرات صنعتی، بازنده باشند.
مهندسی برق یکی از کلیدیترین و پویاترین حوزههای مهندسی است که با طراحی و مدیریت سیستمهای انرژی و الکترونیک، زیربنای اصلی تمام صنایع پیشرفته و تکنولوژیهای روز دنیا را میسازد. اولین حقیقتی که باید متقاضیان این شغل بدانند و بپذیرند این است که: بازار کار برای «صرفاً دارندگان مدرک» اشباع شده است، اما برای «متخصصان» به شدت پویا و پرتقاضا میباشد. درواقع فرمول ساده است: اگر مهارت شما در حد دروس دانشگاهی باقی مانده، بازار برای شما اشباع است. اما اگر جعبه ابزار مهارتهایتان را پر کردهاید، فرش قرمز برایتان پهن است.
بررسی کارشناسان ایران استخدام نشان میدهد بازار کار مهندسی برق؛ امروزه فاصله معناداری با تصویری دارد که در فضای دانشگاهی یا بروشورهای رسمی ارائه میشود. بخش قابلتوجهی از موقعیتهای شغلی همچنان خالی ماندهاند و علت اصلی آن خروج نیروهای ارشد از بازار کار است که این خروج عمدتاً ناشی از مهاجرت یا تغییر مسیر شغل میباشد.
اگرچه این وضعیت در نگاه نخست بهعنوان یک فرصت تلقی میشود، اما در عمل با محدودیتهای ساختاری جدی همراه است. بسیاری از شرکتها فاقد نظام آموزشی مؤثر بوده و از نیروهای تازه وارد انتظار دارند از همان روز نخست، توانمندی عملیاتی کامل داشته باشند. برآیند این شرایط، شکل گیری بازاری است که از نظر اسمی پذیرای نیروهای جونیور است، اما از نظر ساختاری ظرفیت آموزش و توسعه آنها را ندارد. از سوی دیگر، مرز سنتی میان مهندسی برق و کامپیوتر عملاً از بین رفته و بازار بهسمت تخصصهای ترکیبی حرکت کرده است. تسلط صرف بر نرمافزارهای کلاسیک مانند ETAP دیگر مزیت رقابتی محسوب نمیشود؛ بلکه حوزههایی مانند سیستمهای امبدد، اینترنت اشیا و استفاده از زبانهایی نظیر پایتون برای تحلیل دادههای شبکههای برق، به مهارتهای تعیینکننده در فرآیند استخدام و گزینش تبدیل شدهاند. همین همگرایی باعث شده بخشی از مهندسان برق بهصورت آگاهانه به سمت برنامهنویسی نرم افزار مهاجرت شغلی کنند، چراکه ساختار درآمدی حوزه نرمافزار، بهویژه در مقایسه با حقوق پایه و سختی کار مهندسی برق در بازار داخلی، انعطافپذیرتر و قابل ارتقا است.
بررسی کارشناسان ایران استخدام نشان میدهد بازار کار ایران در این حوزه بهطور روشن دوقطبی شده است. در یکسو، بخش دولتی و استخدامی قرار دارد؛ مسیری با امنیت شغلی بالا، حقوق قابل پیش بینی و رشد مالی محدود. با این حال، از منظر عددی، حقوق پایه مهندس برق در چارچوب قانون کار با واقعیت تورم همخوانی ندارد. در سوی دیگر بازار، بخش آزاد و مهارتی قرار گرفته است؛ حوزهای با ظرفیت درآمدی بالا، اما بدون امنیت شغلی. بررسی کارشناسان ایران استخدام نشان میدهد که تعمیرات تخصصی اینورتر، درایوهای صنعتی، بردهای پزشکی و ECU خودرو بهدلیل محدودیت واردات و افزایش شدید قیمت تجهیزات، به یکی از سودآورترین حوزههای مهندسی برق تبدیل شدهاند؛ بهگونهای که ارزش اقتصادی تعمیر یک تجهیز صنعتی گاه بهمراتب بالاتر از فعالیتهای صرفاً دفتری و طراحی است. در کنار این حوزه، اتوماسیون صنعتی و ابزار دقیق همچنان از مهمترین مسیرهای درآمدی بازار برق محسوب میشود. واحدهای صنعتی برای جلوگیری از توقف خط تولید، حاضر هستند هزینه قابل توجهی بابت برنامهنویسی PLC، راهاندازی سیستمهای کنترلی و عیبیابی تجهیزات پرداخت کنند. همچنین بازار برق خودرو و تیونینگ، بهویژه در حوزه خودروهای داخلی و چینی، در سالهای اخیر به یکی از شاخههای پرتقاضا و درآمدزا تبدیل شده و در برخی موارد از شاخههای کلاسیک برق ساختمان پیشی گرفته است.
اگر نگاه را فراتر از ایران در نظر بگیریم، در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ مهندسی برق در جهان بار دیگر به یکی از ستونهای اصلی بازار کار مهندسی تبدیل شده است، البته با تعریفی متفاوت از گذشته. سه موج بزرگ تقاضا این بازگشت را شکل دادهاند. نخست، رشد شتابان هوش مصنوعی و توسعه مراکز داده است؛ دیتاسنترهای عظیم بهشدت مصرفکننده انرژی هستند و طراحی سیستمهای توزیع برق پایدار برای آنها، مهندسان قدرت را به یکی از پردرآمدترین نیروهای فنی جهان تبدیل کرده است. دوم، گسترش انرژیهای تجدیدپذیر و خودروهای برقی است؛ با برنامه حذف تدریجی موتورهای بنزینی تا حدود سال ۲۰۳۰ در اروپا و آمریکا، تقاضا برای متخصصان الکترونیک قدرت در حوزه باتری، شارژر و موتورهای الکتریکی بهمراتب از عرضه پیشی گرفته است. سوم، بحران زنجیره تأمین تراشهها است؛ آمریکا و اروپا با سرمایهگذاری گسترده در احداث کارخانههای نیمههادی، بهدنبال کاهش وابستگی به شرق آسیا هستند و مهندسانی که در حوزه طراحی IC یا فرآیندهای ساخت تراشه تخصص دارند، با کمبود جدی رقیب در بازار کار مواجهاند.
از نگاه حرفهای، مهندس برقی که همچنان بازار را صرفاً داخلی میبیند، عملاً نیمی از فرصتها را کنار گذاشته است. امروز دیده شدن در لینکدین، داشتن رزومه قابل فهم برای ریکروتر خارجی و توان توضیح مهارتها به زبان حرفهای، به اندازه دانش فنی اهمیت دارد. این یک مهارت جانبی نیست؛ بخشی از سواد شغلی مهندس برق است.
بررسی آگهیهای استخدامی نشان میدهد توزیع جنسیتی در بازار کار مهندسی برق وابسته به ماهیت موقعیت شغلی است. در پروژههای اجرایی و فعالیتهای مبتنی بر سایت، بیش از ۹۰ درصد تقاضای کارفرمایان متوجه نیروی آقا است که این موضوع عمدتاً به محدودیتهای اسکان، شرایط فیزیکی محیط کار و الزامات حضور میدانی بازمیگردد. در مقابل، در حوزههایی مانند دفاتر طراحی، مهندسی خرید، فروش فنی و برخی فعالیتهای دفتری، توزیع جنسیتی متعادلتر است و خانمها نیز جذب میشوند. در برخی موقعیتها از جمله طراحی تابلوهای برق یا فروش فنی، حتی تمایل کارفرمایان به جذب نیروی خانم مشاهده میشود.